وکیل انحصار وراثت

وکیل انحصار وراثت;ارث شامل اموال اعم از منقول و غیر منقول ، دارایی ها اعم از مثبت و منفی و در واقع ما ترکه متوفی می باشد .اموال فرد متوفی پس از فوت وی به ورثه او تعلق دارد و ورثه نیز مطابق سهم الارث خود ارث و اموال جا مانده از متوفی را تقسیم می کنند و برای ما ترک نیز ، تعیین و تکلیف صورت می گیرد و بدین شکل انحصار وراثت صورت می گیرد.

 ارث زمانی معنا پیدا می کند که فرد فوت کرده باشد و موت حقیقی رخ داده باشد . در برخی از موارد با موت فرضی شخص تقسیم ترکه صورت می گیرد . موت فرضی  زمانی در نظر گرفته خواهد شد که فرد غایب مطابق قانون و مطابق با حکم دادگاه و با شرایط خاصی مرده فرض شود . همچنین ،چنانچه شخصی مفقودالاثر شود اموال وی تقسیم نخواهد شد مگر پس از اثبات شدن فوت وی  و یا گذشت زمانی که شخصی در آن مدت زمان زنده نمی ماند.

در این مقاله به گواهی انحصار وراثت می پردازیم مادامی که دادگاه وراث را مشخص کرده ،در این صورت گواهی تحت عنوان گواهی انحصار وراثت صادر می کند همچنین برای اخذ گواهی، هر فردی که در اموال متوفی ذینفع باشد یا جز ورثه در نظر گرفته شود و سهمی در این اموال داشته باشد می تواند این درخواست را انجام دهد برای مثال طلبکاران یا فردی که مسئول اجرای وصیت متوفی باشد ذی نفع در این موضوع هستند و می توانند درخواست اخذ گواهی انحصار وراثت را نمایند.

وکیل انحصار وراثت

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکیل تقسیم ارث،وکیل حقوقی،وکیل کیفری با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

92 110 10 0912

02177728932-02177886437

 

در اینجا می بایست به این نکته توجه داشته باشیم که وارث به چه اشخاصی گفته می شود و اشخاص توسط رابطه نسبی و سببی از یکدیگر ارث می برند و مالکیت ورثه به ترکه متوفی در صورتی محقق می شود که حقوق ترکه انجام شود این حقوق و دیون شامل چه مواردی می باشد ؟ به عنوان مثال هزینه کفن و دفن میت و وصیت های متوفی تا یک سوم ترکه و چنانچه این دیون پرداخت نگردد هیچ یک از ورثه این امکان را ارث شامل اموال اعم از منقول و غیر منقول ، دارایی ها اعم از مثبت و منفی و در واقع ما ترکه متوفی می باشد .اموال فرد متوفی پس از فوت وی به ورثه او تعلق دارد و ورثه نیز مطابق سهم الارث خود ارث و اموال جا مانده از متوفی را تقسیم می کنند و برای ما ترک نخواهد داشت که نسبت به اموال معامله ای انجام دهد و چنانچه معاملاتی صورت گرفته باشد شخصی که صاحب دیون باشد می تواند این معاملات را از بین ببرد و بر هم زند.

مطابق قانون چنانچه زمان و تاریخ فوت اشخاصی که نسبت به یکدیگر ارث می برند معلوم نباشد و تقدم و تاخر فوت آنها تعیین و مشخص نگردد اشخاص زیر از یکدیگر ارث نخواهند برد مگر در موارد خاص که در ماده ۸۷۳ قانون مدنی بیان شده و به غرق شدن ۲ نفر در این ماده اشاره شده است .

وراث مطابق قانون مدنی دارای سه تقسیم بندی می باشند :

. دسته اول (طبقه اول): پدر، مادر، همسر، فرزندان و نوه ها

دسته دوم(طبقه دوم): خواهر ، برادر، فرزندان خواهر و برادر ،پدربزرگ و مادربزرگ ، همسر .

دسته سوم( طبقه سوم): خاله ،عمه ، عمو، دایی ، فرزندان آن ها ،همسر.

مراحل انحصار وراثت به شرح ذیل می باشد :

در وهله اول برای درخواست باید به مرجع صالح برای رسیدگی مراجعه کرد و مطابق ماده ۱۱ قانون شوراهای حل اختلاف ؛ شورای حل اختلاف آخرین محل سکونت و اقامت متوفی مرجع صالح جهت رسیدگی برای صدور گواهی انحصار وراثت خواهد بود و شخص درخواست دهنده می بایست به صورت کتبی تمامی اطلاعات و مشخصات خود و فرد متوفی را به شورا ارائه دهد .

جهت انجام انحصار ورثه باید تمامی اموال و دارایی های متوفی اعم از منقول و غیر منقول مشخص گردد و این لیستی که تهیه شده به اداره دارایی محل اقامت متوفی ارائه شود و با ارائه مدارک مورد نیاز و فرم مخصوص دادخواستی تحت عنوان انحصار ورثه تنظیم شود و به مرجع صالح تحویل داده شود مطابق قانون جدید فوت شدگان پس از سال ۹۵ ،اشخاصی که اقدام به اخذ گواهی می نمایند نیازی به پرداخت مالیات بر ارث ندارند .

برای انجام تمامی مراحل افراد نیازمند وکیل و مشاور متخصص در این زمینه می باشند چرا که انجام مراحل انحصار وراثت دارای ظرافت هایی می باشد که باید در خصوص تنظیم درخواست و انجام مراحل آن ، به نکات حائز اهمیت پرداخته شود .

موسسه های حقوقی جهت تسهیل در انجام انحصار وراثت این امکان را دارند که به تمامی اشخاص جامعه ، وکیل پایه یک دادگستری مجرب و مشاور متخصص در این زمینه را معرفی و ارائه نمایند .

چه زمانی اشخاص از ارث محروم می شوند :

1-کفر : کافر از مسلمان هیچ ارثی نمی برد اما مسلمان از کافر ارث می برد و اگر در میان وراث شخص کافر وراث کافر و مسلمان وجود داشته باشد فقط مسلمانان ارث می برد نکته حائز اهمیت دیگر در این خصوص این می باشد که مسلمان بر کافر برتری دارد و اگر وراث طبقه اول کافر باشند و وراث طبقه دوم مسلمان ،فقط وراث طبقه دوم که مسلمان هستند ارث می برند .

2-قتل : این مورد را با یک مثال توضیح می دهیم :  فرزند از پدر خود ارث می برد اما اگر پدر خود را عمدا و بدون دلیل قانونی به قتل برساند از ارث پدر محروم می گردد بنابراین باید توجه داشت اگر این قتل عمدی نبوده باشد یا برای دفاع بوده باشد یا دلیل قانونی داشته باشد این قضیه منتفی است و فرزند قاتل از پدر خود ارث می برد .

3- برده بودن :برده از ارباب خود ارث نمی برد زیرا با توجه به قوانین میان برده و ارباب رابطه نسبی و سبب وجود ندارد و چنانچه هیچگونه رابطه ای وجود نداشته ارث بری میان آنها معنایی ندارد .

4- لعان : زوجینی که یکدیگر را مورد لعان قرار می دهند از یکدیگر ارث نمی برند و همچنین فرزندانی که لعان بخاطر آن ها واقع شده است ارثی نخواهند داشت .

5- زنا : فرزندان نامشروع که از رابطه ی زنا به دنیا آمده اند به دلیل این که به زانی ملحق نمی شوند ارثی نخواهند داشت همانطور که می دانید احراز رابطه ی سببی و نسبی در ارث مهم می باشد . اشخاصی که با یکدیگر ارتباط داشته و حاصل این ارتباط فرزند مشترک می باشد نیز از فرزند خود ارث نخواهند برد زیرا این فرزند به آنها انتساب نمی شود .

افراد می توانند به سه  شیوه ارث ببرند : یا به فرض یا به قرابت یا هم به فرض هم به قرابت .

 مطابق ماده  ۸۹۴ قانون مدنی صاحبان فرض اشخاصی می‌باشند که سهم آنها از ترکه و اموال متوفی مشخص و معین است و صاحبان قرابت کسانی می باشند که سهم آنها مشخص و معین نیست .

مطابق مواد قانون مدنی وراث در برخی موارد به فرض در برخی موارد به قرابت ارث می برند و گاهی هم به فرض و هم به قرابت ارث می برند سهم معین که فرض تلقی می‌شود بدین عبارت است : یک دوم ،یک چهارم، یک هشتم، دو سوم ، یک سوم و یک ششم از ترکه ؛ اشخاصی که به این فروض ارث می برند در قانون مدنی مشخص شده اند .

اشخاص که به فرض از متوفی ارث می برند عبارت اند از :زوجه ، زوج ، مادر، پدر .

اشخاصی که گاه به فرض و گاهی نیز به قرابت ارث می برند بدین شرح می باشند :

دختر و دخترها ، خواهر و خواهرهای ابی و ابوینی و کلاله امی .

*اشخاصی که در متن فوق بیان نشدند فقط به قرابت ارث خواهند برد .

ارث بری به فرض :

سه شخص از وراث نصف ترکه را به فرض ارث می برند :

1-زوج یا شوهری که اولادی از متوفی نداشته باشد .

2-دختری که منحصراً و تنها فرزند باشد .

3-خواهر ابوینی یا ابی در صورتی که منحصرا وجود داشته باشد .

دو شخص از وراث ربع ترکه را به فرض ارث می برند :

شوهر یا زوج در صورت فوت زوجه با دارا بودن اولاد زوج یا زوجه ها مادامی که شوهرش فوت کند و اولادی نباشد .

ثمن: که در صورت فوت شوهر و با دارا بودن اولاد به زوجه یا زوجه ها تعلق دارد .

دو شخص از وراث دو سوم ترکه را به فرض ارث می برند :

 1-دو دختر و اصولاً در نبود اولاد پسر .

 2- دو خواهر در صورت نبودن برادر .

دو شخص از وراث ثلث ترکه را به فرض ارث می برند:

 1- مادر متوفی مادامی که میت اولاد و اخواه نداشته باشد .

 2- کلاله امی در صورتی که بیش از یک شخص باشد .

سه شخص از وراث سدس یا یک ششم ترکه را بر فرض ارث می برند:

 1- پدر 2- مادر 3- کلاله امی چنانچه تنها باشد .

وکیل انحصار وراثت :

افراد جهت انجام امور انحصار ورثه خود نیازمند مشاوره کامل در خصوص انحصار ورثه می باشند و همچنین نیازمند وکیل و مشاور متخصص در زمینه انحصار وراثت نیز هستند تا بتوانند امور و مراحل دریافت گواهی انحصار وراثت و همین طور تقسیم ترکه و مراحل دیگر را به شکل کامل و دقیق انجام دهند و چنانچه اشخاص نیازمند وکیل باشند می تواند به موسسات حقوقی مراجعه نموده و جهت اخذ وکیل و یا دریافت مشاوره تخصصی اقدام نمایند  و چنانچه فقط مشاوره درخواست نمایند نیز یک مشاور متخصص در زمینه دعاوی مطروحه به آنها ارائه خواهد شد .

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکیل تقسیم ارث،وکیل حقوقی،وکیل کیفری با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

92 110 10 0912

02177728932-02177886437

وکیل تقسیم ارث

وکیل تقسیم ارث;در این مقاله درباره ارث و موارد مربوط به آن صحبت خواهیم کرد بنابراین لازم است ابتدا آن را تعریف نماییم .

ارث ماترک متوفی ( شخصی که فوت می کند ) می باشد یعنی هر آنچه که از متوفی باقی می ماند در واقع اموال و دیونی می باشد که از شخص فوت شده باقی می ماند  و این ارث به وراث می رسد .

وراث به اشخاصی گفته می‌شود که به دلیل خویشاوندی نسبی یا سببی از ماترک متوفی ارث می برند که سهم الارث آنها متفاوت می باشد و به درجات و و طبقات مختلفی تقسیم می شوند . شرط وراثت زنده بودن وارث در زمان فوت مورث می باشد بنابراین وارثی که فوت کرده باشد و در زمان فوت مورث زنده نباشد مستحق ارث نمی باشد به طور مثال هر فرزند از پدر خود ارث می برد اما فرزندی که زودتر از پدر خود فوت می کند از پدر خود ارث نمی برد حتی اگر فرزند داشته باشد ارث او به فرزندانش نمی رسد در صورتی که وراث دیگری وجود داشته باشند .

وکیل تقسیم ارث

جهت مشاوره و کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکیل تقسیم ارث،وکیل حقوقی،وکیل پایه یک دادگستری با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

در مورد حمل :

ارث بری زمانی اتفاق می افتد که نطفه زمان موت شخص منعقد بوده باشد و همچنین زنده متولد شود حتی اگر بلافاصله بمیرد .

نطفه ای که حمل ناشی از آن ده ماه از تاریخ فوت به دنیا بیاید منتسب به متوفی است .

باید توجه داشت اگر این حمل مانع ارث بری کامل تمام یا بعضی از وراث باشد تقسیم ترکه تا زمان معلوم شدن حال او امکان پذیر نیست اما اگر مانعی برای ارث بری هیچ یک از وراث نباشد تقسیم ترکه قبل از معلوم شدن حال او نیز امکان پذیر است و سهم دو پسر از همان طبقه برایش در نظر گرفته می شود تا تکلیف مشخص گردد. البته اگر جنسیت مشخص نباشد در صورتی که جنسیت مشخص باشد سهم همان جنسیت مشخص شده کنار گذاشته می شود .

در مورد وارث غایب مفقود الاثر: اگر احدی از وراث ، غایب مفقود الاثر باشد سهم او کنار گذاشته می شود تا حال او مشخص گردد .

در مورد کودکی که ولد الزنا می باشد :

این کودک از پدر و مادر و اقوام آن ها ارث نمی برد اما اگر حرمت رابطه‌ ای که طفل حاصل از آن است به یک طرف ثابت شود و به واسطه زنا یا شبه زنا نباشد فقط از آن طرف ارث می برد و بالعکس.

از قدیم میان وراث اختلاف نظرات زیادی در مورد تقسیم ترکه وجود داشته است که این موضوع را با مشکل جدی روبرو کرده است

این اختلافات اکثرا به مراجع قضایی کشیده می شوند و مرجع قضایی در این خصوص تصمیم می گیرد . در برخی موارد متوفی وصیت نامه دارد که باید توجه داشت هر شخص می تواند فقط یک سوم اموالش را وصیت نماید و هیچ پدر و مادری حق ندارد فرزندان خود را از ارث محروم نماید مراجع قضایی با توجه به این موارد و موارد مهم دیگر که در قانون ذکر شده اند در خصوص تقسیم ترکه حکم مقتضی را صادر می نمایند .

اگر همه ی افراد به نکات قانونی ارث توجه داشته باشند دیگر مشکلات این چنینی به وجود نمی آید اما متاسفانه امکان این آگاهی برای همه وجود ندارد در این مقاله تلاش می کنیم در خصوص ارث و طبقه بندی وراث صحبت نماییم .

تعریف ارث :

ارث از مهم ترین مباحث حقوق مدنی می باشد که با موت حقیقی شخص تحقق می یابد  و در دو معنا تعریف شده است :

1-در معنای اول انتقال قهری دارایی شخص متوفی به وراث او می باشد .

2-در معنای دوم اموالی است که بعد از فوت شخص به وراث او می رسد در واقع در اینجا صحبت از ترکه می باشد .

نکته : ترکه شامل تمامی اموال و حقوق مالی شخص فوت شده می باشد که پس از تسویه دیون ، بدهی و تعهدات شخص متوفی به وراث او تعلق می گیرد .

در تعریف ارث اختلاف چندانی وجود ندارد اما در میزان سهم الارث وراث همیشه اختلاف بوده و است  .میزان سهم الارث در مواد قانون مدنی کاملا مشخص شده است و علاوه بر این ، طبقه بندی ارث بران( وراث ) نیز در قانون ذکر شده است که در ذیل همه ی این موارد را بررسی خواهیم کرد :

بیشتر بخوانید:وکیل تخلیه ملک وکیل مالیات بر ارثوکیل سرپرستی

وراث در سه طبقه تقسیم می شوند :

1-طبقه اول : والدین ( پدر و مادر متوفی ) ، اولاد ( فرزندان متوفی ) ،اولاد اولاد( نوه ها )

2-طبقه دوم : اجداد ( پدر بزرگ ، مادر بزرگ متوفی ) ، خواهر و برادر ، فرزندان خواهر و برادر( خواهرزاده و برادر زاده متوفی )

3-طبقه سوم : اعمام و عمات ( عموها و عمه ها ) ، اخوال و خالات ( دایی ها و خاله ها ) و اولادشان

ترتیب طبقات در تقسیم ارث باید رعایت شود و اگر یک شخص از طبقه بالاتر وجود داشته باشد طبقات پایین ارث نمی برند به طور مثال اگر والدین متوفی یا فرزندان یا نوه های او حاضر و زنده باشند دیگر به کسانی که در طبقه دوم هستند ارث نمی رسد . نکته حائز اهمیت این می باشد که در هر طبقه وراث درجه بندی شده اند و وراثی که در این درجه بندی به متوفی نزدیکتر هستند مانع ارث بری وراث درجه دورتر می شوند به طور مثال اگر متوفی اولاد داشته باشد دیگر ارث به فرزند یا فرزندان اولاد او نمی رسد .

این طبقه بندی فقط در مورد خویشاوندان نسبی می باشد و در مورد خویشاوندان سببی موردی ذکر نشده است

اما با توجه به قانون زن و شوهری که در عقد دائمی یکدیگر هستند از یکدیگر ارث می برند و همسر دائمی جز وراثی است که در کنار همه طبقات و درجات ارث می برد و هیچ طبقه و درجه ای مانع از این ارث بری نمی باشد .

در نکاح موقت :

در این خصوص چند دیدگاه وجود دارد :

1-زن و شوهر در این نکاح از یکدیگر ارث نمی برند حتی اگر شرط توارث بین آن ها گذاشته شده باشد .

2- زن و شوهر در این نکاح زمانی از یکدیگر ارث می برند که شرط  توارث بین آن ها گذاشته شده باشد .

3-زن و شوهر در این نکاح  از یکدیگر ارث می برند مگر اینکه سقوط توارث شرط شده باشد .

دیدگاه اول مشهور تر و قابل تأیید می باشد .

موانع ارث :

برخی از موارد مانع از ارث بردن وارث می گردند که به شرح ذیل توضیح خواهیم داد:

1-قتل : طبق مواد قانون مدنی اگر شخصی مورث خود را بکشد از او ارث نمی برد این قتل اعم از اینکه به مباشرت باشد یا به تسبیب یا منفردا یا به شراکت دیگری . در اینجا استثنائاتی  وجود دارد :

قتل عمدی به حکم قانون یا برای دفاع باشد بنابراین اگر شخصی مورث خود را عمدا اما به حکم قانون یا برای دفاع به قتل برساند به او ارث تعلق می گیرد و در صورتی که قتل غیرعمدی باشد نیز شرط توارث برقرار است.

۲-کفر : از دیگر مواردی است که مانع ارث بری توارث می شود کفر می باشد ؛

شخص کافر از مسلمان ارث نمی برد و اگر مورث خود کافر باشد و در میان وراث او یک مسلمان حضور داشته باشد وراث کافر هیچ ارثی نخواهم برد و همه ارث به وارث مسلمان می رسد حتی اگر وراث کافر از جهت طبقه و درجه بالاتر از وارث مسلمان باشند

به طور مثال اگر فرزند متوفی کافر باشد اما نوه های مسلمان باشند ارث به فرزند نمی رسد اما به نوه ها می رسد.

کفر و اسلام در زمان موت شخص اهمیت دارد در واقع اگر وارثی بعد از تقسیم ترکه کافر شود از ارث محروم نیست .

3-لعان : لعان از دیگر مواردی است که مانع ارث بری می گردد. زن و شوهری که یکدیگر را مورد لعان قرار داده اند از یکدیگر ارث نمی برند هم چنین فرزندی که به دلیل انکار او لعان صورت گرفته است از پدر خود ارث نمی برد و همچنین پدر از او ارث نمی برد اما این فرزند از مادر و خویشان مادری خود ارث می برد و مادر و خویشان مادری نیز از او ارث می برند در این مورد اگر پدر از لعان خود رجوع نماید رابطه توارث برقرار می گردد اما پسر از ارحام پدری

و همچنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی برند در واقع فقط پسر از پدر ارث می برد .

حاجب :

حجب به حالت وارثی گفته می شود که به دلیل بودن وراث دیگر یا از کل ارث یا از بخشی از آن محروم می گردد.

حجب به دو صورت می باشد :

1-حجب حرمانی : وارث از کل ارث محروم می شود ؛ به طور مثال زمانی که خواهر یا برادر حضور دارند برادرزاده ارث نمی برد .

2-حجب نقصانی: فرضی که برای وارث وجود دارد از حد بالا به حد پایین تنزل می یابد ؛ به طور مثال زمانی که فرزند حضور داشته باشد سهم زوج از نصف به ربع تنزل می یابد .

وراث زیر حاجب حرمانی ندارند :

پدر ، مادر، دختر ، پسر ، زوج و زوجه .

بعضی از وراث به فرض ارث می برند برخی به قرابت و برخی گاهی به فرض و گاهی به قرابت ارث می برند .

صاحبان فرض به اشخاصی گفته می شود که سهم آن ها از ترکه متوفی مشخص می باشد که عبارتند از: نصف ، ربع ، ثمن ، دو ثلث ، ثلث و سدس

اشخاصی که به فرض ارث می برند شامل : پدر ، مادر ، زوج و زوجه هستند .

اشخاصی که گاهی به فرض و گاهی به قرابت ارث می برند شامل پدر ،دختر و دختران ،خواهر یا خواهران ابی یا ابوینی و کلاله امی .می باشند.

-فرض سه وراث نصف ترکه متوفی می باشد :

 1-مرد در صورت نبودن فرزند .

 2-دختر اگر تنها فرزند باشد .

3-خواهر ابوینی یا ابی در صورتی منحصر به فرد باشد .

 -دو وارث ربع ترکه یا همان یک چهارم ترکه متوفی را به ارث می برند:

1-مرد در صورت بودن  فرزند .

2-زن در صورت نبودن فرزند .

-مرد و زن در صورت بودن فرزند ثمن یا یک هشتم ارث می برند .

-فرض دو نفر از وراث دو سوم ترکه می باشد:

 1-دو دختر و بیشتر در صورتی که فرزند پسر وجود نداشته باشد .

 2-دو خواهر و بیشتر ابوینی یا ابی به تنهایی در صورت نبودن برادر .

-دو نفر از وراث ثلث ترکه را به ارث خواهند برد :

1-مادر متوفی در صورتی که متوفی فرزند و اخوه  نداشته باشد .

 2-کلاله امی در صورتی که بیشتر از یکی باشد .

-سه نفر از وراث یک سوم یا سدس از ترکه را به ارث می برند :

پدر ، مادر و کلاله امی اگر تنها باشند .

از ترکه متوفی صاحبان فرض سهم خود را برمی دارند و بقیه به صاحبان قرابت می رسد

و اگر صاحب قرابتی وجود نداشته باشد باقی مانده ی ترکه  به صاحبان فرض رد می شود فقط در مورد زوج و زوجه رد وجود ندارد و فقط سهم مشخص خود را می برند نه مازاد بر آن ، البته اگر برای زوجه ی متوفی وارثی به جز زوج نباشد زوج علاوه بر سهم خود مازاد ترکه را نیز به ارث می برد .

وکیل تقسیم ترکه :

در اکثر خانواده ها در موضوع تقسیم ترکه اختلافاتی وجود دارد که با مشورت با وکیل مجرب می توان نسبت به سهم هر شخص آگاه شد و میزان سهم هر شخص را مشخص نمود و این اختلافات را خاتمه داد

در برخی از خانواده ها بیشتر اعضای خانواده علاقه ای به تقسیم ترکه ندارند اما حتی اگر یک عضو تمایل به تقسیم ترکه داشته باشد

این موضوع با تنظیم دادخواست تقسیم ترکه امکان پذیر است .

موسسه حقوقی مجد وکیل الرعایا دارای وکلای پایه یک دادگستری می باشد که در خصوص ارث و تقسیم ترکه اطلاعات جامع و کاملی دارند که بسیار کمک کننده خواهد بود.

مشاوره داوری

مشاوره حقوقی داوری؛ داوری به معنای حل و فصل ،رفع مشکلات و اختلافات طرفین مورد دعوا می باشد. داور شخصی تلقی می شود که شخص ثالث در دعوا می باشد که با ورود یافتن به جریان پرونده باعث حل اختلاف می شود.

اشخاص در پرونده های داوری قطعا نیازمند وکیل داوری خواهند بود زیرا وکلای داوری در تمامی پرونده های مربوط به داوری تخصص فراوان دارند. این امر باعث تمایز وکلای تخصصی از دیگر وکلایی است که در همه زمینه ها فعالیت دارند.

در قراردادهایی که بین اشخاص منعقد شده است به دلایل مختلفی اختلاف زیادی به وجود می آید که در شرایط مختلف می بایست رسیدگی های زیادی به این اختلاف صورت گیرد. بنابراین باید در بند قراردادها گزینه داوری و تعیین داور در هنگام بروز اختلاف ذکر شود.

چنانچه این موضوع ذکر شود محاکم صالح به رسیدگی، ورود خواهند کرد یا به صورت جداگانه نیز به اختلافات طرفین رسیدگی خواهد شد. اصول رسیدگی به اختلافات طرفین به دو صورت می باشد یا به صورت شرط ضمن عقد قرارداد یا قرارداد جداگانه‌ای جهت رسیدگی به اختلافات طرفین که به شکل اول شرط داوری و به شکل دوم قرارداد داوری می گویند.

مشاوره حقوقی داوری

برای مشاوره با وکلای مجرب ما در زمینه مشاوره حقوقی داوری با ما تماس بگیرید.

تماس با ما

مشاوره

09121011092

02177728932-02177886437

مراحل بعد از صدور رای داوری 

1-ابلاغ رای صادر شده از سوی داور

2-اجرای رای صادره داور

3- اعتراض به رای داور

در وهله اول زمانی که داور رای را صادر کرد می بایست رای را به طرفین ابلاغ کند و این ابلاغ نیز به چند صورت امکان پذیر است از جمله اظهارنامه، پست یا ابلاغ حضوری صورت می گیرد.

در اجرای رای داور شخصی که رای داوری به نفع وی صادر شده باشد می بایست به دادگاه دادخواست مربوطه را دهد و پس از رسیدگی دادگاه دستور اجرای حکم را به اجرای احکام می دهد در مرحله سوم که مربوط به اعتراض رای داور می باشد .

مشاوره با بهترین وکیل

چنانچه متضرر ادعا کند که رای داور خلاف توافق صورت گرفته و داور نیز با توجه به اختیارات خود، از اختیارات خود به درستی استفاده نکرده باشد و رای صحیح را صادر نکرده باشد متضرر می تواند ابطال رای داوری را درخواست نماید .

در بسیاری از موارد علت رجوع اشخاص به داوری ایجاد اختلاف می باشد که اشخاص برای حل و فصل کردن اختلافات ملزم به وجود داور می باشند.

مطابق با قانون  که در خصوص داوری بیان شده است و اینگونه تعریف کرده است آرایی که توسط هیئت داوران صادر می شود قطعی و لازم الاجرا می باشد که اجرای آن نیز برعهده اداره ها و سازمان های مربوطه است که پس از صدور رای اشخاص ملزم به اجرا می باشند.

تقسیم بندی داوری و مشاوره حقوقی داوری

 داوری اجباری و اختیاری

 داوری مقید و مطلق

 داوری مرضی  الطرفین

داوری برای صلح انصاف قاعده حقوقی

 داوری با رای اکثریت و به اتفاق نظر

 داوری کیفی مختلط

در برخی موارد می ‌بایست اختلاف طرفین از طریق داوری رفع شود و این امر الزامی می باشد موظف و مکلف است درطی زمان تعیین شده دعوا رسیدگی نماید برای خود را به دادگاه اعلام دارد و چنانچه هرگونه مشکلی برای شخص داور برای مثال عدم صدور رای و فوت در آن زمان مقرر به وجود آید داور از طریق قرعه داور دیگری تعیین می نماید و این امر قرعه دوبار امکان پذیر می باشد و چنانچه داور در مدت زمان تعیین شده رای خود را صادر نکند دادگاهی کرد دعوای مذکور را به داوری ارجاع داده است مطابق با تقاضای هر کدام از طرفین دعوا شخص دادگاه رسیدگی و حکم صادر خواهد کرد در در برخی موارد رای داوری ابلاغ می گردد و که صادر می شود فقط ظرف ده روز قابل شکایت می باشد.

مشاوره با وکیل مالیات

داوری مقید

 داوری مقید داوری می باشد که دارای قید و شرط است از جمله اختیارات داور مدت زمان داوری و مشخص شده است و چنانچه در داوری هیچ قید و شرطی وجود نداشته باشد و به صورت ساده باشد داوری مطلق تلقی می گردد و می توان گفت که داوری مقید در مقابل داوری مطلق قرار دارد.

داوری مرضی و طرفین

این داوری در ابتدا به شکل مطلق می باشد و در این نوع داوری طرفین در مورد انتخاب داور تراضی کرده‌اند و پیش از بروز مشکلات شخصی در این زمینه جایگاه و سمت داور تعیین و معین شده است.

داوری به صلح و انصاف داوری

در خصوص انصاف در مبحث داوری در قانون مطلبی بیان نشده اما شرط صلح در مواد قانونی آمده و مادامی که داوران اختیار صلح داشته باشند این امکان را دارند که دعوا را منتج به صلح نمایند و می بایست در این صلح نامه امضای داوران نیز وجود داشته باشد.

داوری به اتفاق نظر:

 در خصوص داوری به اتفاق نظر مادامی که تعداد داوران بیش از یک شخص باشد برای صدور رای داوری بر اساس اتفاق نظر یا مطابق با نظر اکثریت رای صادر می گردد در برخی موارد باعث شده است که داوری به صلح نیز می بایست با اتفاق نظر داوران باشد.

مشاوره حقوقی

داوری کیفی

 در این نوع داوری مطابق با مسئولیت و اختیارات داوران صورت خواهد گرفت و این داوری زمانی اتفاق می افتد که داور در خصوص امر موضوعی رای دهد داوری فنی یا به عبارتی حکمی نیز داور می بایست در مورد تفسیر قاعده حقوقی یا سند و یا نظیر این ها اظهار نظر کند و داور صرفاً قضاوت می نماید و بر اساس قوانین رای صادر شده داور پذیرفته می شود.

 انواع مختلف داوری 

 

 1-داوری داخلی

 ۲-داوری خارجی

۳-داوری بین المللی

 ۱-در داوری داخلی موضوع مورد اختلاف طرف مربوط به مسائلی می باشد که داخل یک کشور شکل گرفتن و رای داور ممکن است در خارج از یک کشور اجرا شود همچنین در داوری داخلی تابعیت طرفین این موضوع اهمیتی ندارد و حتی ممکن است داوری داخلی بین تبعه داخلی و یک دولت خارجی باشد.

 ۲-داوری خارجی به منظور  صدور آرای داوری می باشد که برای کشورهای دیگر به غیر از آن کشوری که داوری در آن رخ می دهد می باشد و داوری خارجی تلقی می شود.

۳-در داوری های بین المللی و صدور رای داوری بین المللی هدف داوری تجاری بین المللی مربوط به معاملات بین المللی میباشد و تفاوتی وجود ندارد که معاملات بین اشخاص خصوصی باشد یا اشخاص عمومی نکته حائز اهمیت این نوع داوری ها یک عنصر خارجی می باشد و چنان چند یک عنصر خارجی در این داوری مطرح باشد این امکان وجود دارد که داوری به یک سازمان بین المللی واگذار شود و مطابق قانون و مقررات رای داوری صادر شود و در این نوع اختلافات این موضوع اهمیت دارد که مورد اختلاف مربوط به تجارت بین الملل می باشد.

مشاوره با وکیل اعاده دادرسی کیفری و حقوقی

جهت انجام داوری و پیگیری پرونده های مربوط به داوری می بایست با یک وکیل متخصص و دارای علم و آگاهی مربوط به مباحث داوری مشورت شود و جهت پیگیری این پرونده ها می بایست یک وکیل پایه یک دادگستری ورود نماید چرا که برخی از پرونده ها و همچنین پیگیری آنها کار بسیار دشوار و تخصصی می باشد که ترجیحا می بایست وکیل اقدامات و مراحل قانونی آن را طی کند تا به نتیجه مطلوب و موفقیت در اخذ رای به نفع اشخاص منجر شود.

داوری در قانون اینطور تعریف شده است که حل و فصل اختلافات توسط شخصی ثالث می باشد که صلاحیت داوری و رسیدگی به اختلاف در قراردادهای مختلف بین اشخاص و طرفین قرارداد می باشد که این اشخاص ثالث داور نامیده می شود.(مشاوره حقوقی داوری)

نکاتی در خصوص داوری

بحث داوری مربوط به توافق طرفین می باشد داوری در خصوص یک قرارداد صورت می گیرد و می بایست اشخاص و طرفین قرارداد توافق بر حل اختلاف از طریق داوری و ورود شخص ثالثی همچون داور نمایند داوری و میانجیگری مطابق قانون دارای تمایز می باشد میانجیگری صرفاً به معنای مذاکره با طرفین و ایجاد سازش می باشد ولی در مورد بحث داوری عمل و رفتاری غذایی می باشد که نیازمند رسیدگی به اختلاف و صدور رای می باشد.

موضوعاتی که نمی توان به داور ارجاع کرد به شرح ذیل می باشد:

دعاوی ورشکستگی

 دعاوی مربوط به اثبات رابطه زوجیت و انفساخ نکاح و بطلان نکاح

 طلاق

نسب

 جرایمی که قابل گذشت باشند

امور حسبی

در خصوص پرونده های مربوط به داوری می بایست تمام مراحل این پرونده را با توجه به مشورت های مشاوران متخصص و وکلای پایه یک دادگستری انجام دهید چرا که وکیل داوری دارای علم و تحصیلات حقوقی در زمینه حل و فصل پرونده های مربوط به داوری و حل و فصل اختلافات می باشد و این داوری می بایست دارای ویژگی های خاص و تحصیلات خاص باشد تا بتوان فرد متخصص در این زمینه که وکیل داوری می باشد ،معرفی شود وکیل داوری جز اشخاصی می باشد که میتوان در رسیدگی پرونده و در خصوص حضور در مراجع قضایی ذیصلاح نماینده افراد در تمامی اقشار جامعه باشد.

وکیل داوری 

یکی از مزایای همکاری و مراجعه به موسسه حقوقی برخورداری از تعداد زیادی وکیل مجرب و دارای تحصیلات حقوقی می باشد چرا که همکاری با موسسه بسیار به نفع خود شخص می باشد از جهت اینکه افراد نیازمند ورود وکلای حرفه ای در پرونده های حساس و فنی به خصوص پرونده هایی از قبیل داوری که طرفین به مشکل خورده اند و دارای اختلاف می باشند .

شما می توانید با مراجعه به موسسات با تجربه و دارای سابقه از جمله موسسه حقوقی مجد وکیل الرعایا اقدامات لازم در خصوص پرونده و دعاوی داوری(مشاوره حقوقی داوری) را انجام دهید.

تماس با ما

مشاوره

09121011092

02177728932-02177886437

 

وکیل اعاده دادرسی کیفری

وکیل اعاده دادرسی کیفری؛ دعواي عمومي بايد سرانجام خاتمه پيدا كند و راه عادي زوال اين دعوا، صـدور رأي قطع همکاری ها را میدهیم. ماده 273 قانون آیین دادرسي كيفري 1378 اشخاصي را كه حـق درخواسـت اعـاده دادرسـي دارند بدين شرح برشمرده است:

« )1 محكوم عليه يا وكيل يا قائم مقام قانوني او و در صـورت فوت يا غيبت محكوم علیه، همسر و وراث قانوني و وصي او ؛ )

2 دادستان كل كشور )

3؛ رئيس حوزه قضا يي .»

 اشخاصي كه در اين ماده بيان شده جنبه حصري دارند و اين افراد نسبت بـه اشخاصي كه حق تجديد نظرخواهي دارند توسعه يافته اند.  حتي فوت محكوم علیه نيز خللي در ايـن حـق بـه وجـود نمـيآورد؛ زيـرا فـوت وي، حكـم قطعـي را بـي اثـر نمی گرداند و آثـار رسواكنندگي آن باقي می ماند و ورثه، وارثان اين رسوایی هستند و بايد چاره اي انديشيد تا آنان هم بتوانند غبار رسوایی را از چهره خود و خانواده شان زدوده نمایند.

 اما چنانچه فوت مـتهم قبـل از قطعيت رأي رخ داده باشد ، حق درخواست اعـاده دادرسـي را ندارد، زيـرا عـدم استفاده متوفي از راه هاي قانوني براي بي اثر كـردن حكـم ، امـاره پـذيرش محكوميـت است.

اعاده دادرسی کیفری

برای مشاوره در زمینه اعاده دادرسی کیفری و حقوقی با ما تماس بگیرید.

اثبات فوت محكوم عليه آسان است ، اما اثبات غيبت وي نيـاز بـه رسـيدگي قـضایی و صدور حكم می باشد . اشخاصي كه در اين ماده به صورت حصري بيان شده اند اصولاً زمـاني حـق درخواست اعاده دادرسی دارند كه نفعـي داشـته باشـند و ايـن شـرط گرچـه بـه صـراحت بيـان نشده است، اما جزء قواعد عمومي هست و شرط اساسي هر دعوايي است.

در مواردي كه دو حكم محكوميت وجود داشته باشد يا دو نفر به موجب يك حكـم ، محكـوم شده باشند درخواست اعاده دادرسي از سـوي يكـي از آنهـا كـافي اسـت و او اصـولاً شخـصي خواهد بود كه اعاده دادرسي موجب برائت وي ميشود.

 اما اگر محكوم علیه ديگر اين درخواسـت را داشته باشد، ذينفع نبودن وي مانعي براي قبول درخواست او نمی باشد و برائت متهم در درجـه اي از اهميت است كه نيازي به درخواست وي هم ندارد.

مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری

درخواسـت اعـاده دادرسـي بـه دليل مخالفت بين رأي با شرع

تبصره دوم ماده 18 اصلاحي يادشده، اشخاصي را كه حـق درخواسـت اعـاده دادرسـي بـه دليل مخالفت بين رأي با شرع دارند را بدين صورت بيان كرده است: «چنانچه دادستان كل كشور ، رئيس سازمان قضایی نيروهاي مسلح و روسای كل دادگستري استانها مواردی را خلاف بين شرع تشخيص دهند مراتب را به رئـيس قـوه قضاييه اعلام خواهند نمود».

رئيس قوه قضاييه درآيـين نامـه و دسـتور العمل اجرايـي ماده 18 ،مقررات تفصيلي نحوه درخواست را بيان كرده است. براي اجراي اين امر در دادگستري های مراكز استان ها و دادستاني كل كشور و سازمان قضایی نيروهای مسلح ، دبيرخانه هـایی وجـود دارد كـه از تعـدادی قاضـي تـشكيل مـي شـود و ايـن قـضات درخواست ها را بررسي كرده ، نتيجه را بـا اظهـار نظـر بـه حـوزه نظـارت قـضایی قـوه قضاييه ارسال مي کند.

واژه «محكوم علیه» شامل شاكي که شـكايت وي رد شـده است هم مي شود؛ امـا در اينجا منظور متهمی است كه به تحمل مجازات محكوم گرديده است.

نحوه درخواست اعاده دادرسي

ماده 274 ق . .ك.د.آ نحوه درخواست اعاده دادرسي را چنين بيان كرده است «: تقاضاي اعـاده دادرسـي به ديوان عالي كشور داده می شود. مرجع يادشده پس از احراز انطباق با يكي از مـوارد منـدرج در ماده 272 رسيدگي مجدد را به دادگاه صادركننده حكـم قطعـي ارجـاع مـي کند .»

 تبـصره 5 مـاده 18 قـانون اصـلاح تـشكيل دادگاه هـاي عمـومي و انقـلاب مـصوب 1381، شعبه هاي تشخيص ديوان عالي كشور را مرجع رسيدگي به درخواست اعـاده دادرسـي قـرار داده بود كه در حال حاضر، با توجه به حذف اين شعبه ها ، مجددا مقررات قبلي اعمال ميگردد.

 بـه رغـم اينكه اكثر قوانين، مانند قانون فرانسه ، مراحل دشواري را براي اعاده دادرسـي پـيش بينـي كـرده و تقديم بدوي درخواست به وزير دادگستري و سپس ديـوان عـالي كـشور را الزامـي دانـسته انـد تـا خدشه اي به اعتبار آراي محاكم وارد نشود ، عده اي اعتقـاد دارنـد كـه مرجـع درخواسـت اعـاده دادرسي در مورد احكام كيفري نيز مانند احكام حقوقي دادگـاه صـادر كننـده رأي است و ديوان عالي كشور يك مرجع اضافي است و شأن آن هم از رسيدگي به چنين درخواسـتي اجـل است[26 ،ص 60].

ماده 274 شرطي براي نحوه درخواست اعاده دادرسي بيـان ننموده و بنـابراين ميتوان آن را به صورت عادي درخواست كرد ، اما دلايلي كه حـق درخواسـت را مـدلل مـي کند بايد ضميمه درخواست شود ؛ زيرا گرچه فقدان اين دلايل موجب عدم پذيرش درخواست  نمیگردد ،اما براي ارجاع پرونده به دادگاه همعرض بايد اين موارد بـراي شـعبه ديـوان عـالي كـشور احـراز گردد.

مشاوره با موسسه حقوقی

زمان درخواست اعاده دادرسی

 همچنين براي درخواست اعاده دادرسي ، زماني تعيين نـشده اسـت و بنـابراين در هـر زمـان مي توان آن را درخواست كرد و گذشت زمان خللي در آن وارد نميكنـد.

 قانونگـذار فرانـسوي هـم ابتدا مهلت تعيين كرده بود، اما بعدا از نظر خود عدول كرد؛ زيرا واقعي بودن حكم كيفري، يـك حـق نيست، بلكه مربوط به نظم عمومي است و جامعه همواره مـديون كـسي اسـت كـه بيگنـاه ، محكـوم گردیده است و در هر زمان بايد بتواند دين خود را ادا كند.

 درخواست اعاده دادرسـي بايـد بـه ديـوان عالي كشور تقديم شود و بنابراين ميتوان آن را به دادگاه صادركننده رأي يا مرجع ديگـري داد و آن مراجـع هـم تكليفـي بـراي ارسـال آن بــه ديـوان عـالي كـشور ندارنـد . در مـاده 623 قــانون

آيين دادرسي كيفري فرانسه پيش بيني شده است كه درخواست اعاده دادرسي به وزيـر دادگـستري داده ميشود و او با كميته اي كه از پنج نفر تشكيل شده مشورت می كند؛ اما در حقوق ما تصميم بـا شعبه ديوان عالي كشور است و رأي آن، مبني بر پذيرش يا رد درخواست، قطعي است.

ديوان عالي كشور بايد بررسي كند كه متقاضي اعاده دادرسي ، جزء اشخاص مـذكور در قانون است يا خير، نفعي در اين درخواست دارد يا نه ، جهات اعاده دادرسـي فـراهم اسـت يـا خير؟ اگر همه اين شرايط فراهم بود درخواست اعاده دادرسي پذيرفته و در غير اين صـورت رد ميشود.

مشاوره با وکیل طلاق توافقی

آیا رد درخواست اعاده دادرسی قابل اعتراض است؟

 رد درخواست اعاده دادرسي قابل اعتراض نيست ، اما اگر دليل جديدي پيدا شـود ميتوان درخواست را تجديد نمود ، همانگونه كه تجديد درخواست به استناد جهات ديگـر نيـز ممکن است. مرجع صادركننده حكم قطعي در مواردي كه دادگاه بدوي رأي قطعي صـادر مـي كنـد يـا دادگاه تجديدنظر، رأي دادگاه بدوي را نقض می کند و رأي ديگري صـادر مـي كنـد ، بـه ترتيـب دادگاه بدوي و دادگاه تجديدنظر است ، اما در مواردي كه دادگاه تجديدنظر، رأي دادگاه بدوی را عيناً تأييد ميكند، اختلاف نظر وجود دارد و براساس ملاك رأي وحدت رويه شماره 583- /7/6 72 هيئت عمومي ديوان عالي كشور ، دادگاه تجديدنظر را بايد دادگـاه صـادر كننـده حكـم قطعي دانست .

در مورد درخواست اعاده دادرسي به استناد خلاف بين شرع بـودن كـه نهايتـاً بايد به تأييد رئيس قوه قضاييه برسد مقررات خاصي در قانون اصلاح ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 24/10/1385 و آيين نامه اجرايي آن پيش بيني شـده اسـت كه بايد مورد توجه قرار گيرد . در تبصره 2 ماده واحده ، سه مرجع براي اعلام مـوارد خـلاف بين شرع به ر ئيس قوه قضاييه بدين شرح پيش بينی گشته است

: «چنانچه داد ستان كـل كـشور ،رئيس سازمان قضایی نيروهاي مسلح و رؤسای كل دادگـستری اسـتانها مـواردی را خـلاف بين شرع تشخيص دهند مراتب را به رئيس قوه قضاييه اعلام خواهند نمود .» نحوه اطلاع ايـن مراجع و رسيدگي به درخواست ها و اعلام مراتب به ر ئيس قوه قضاييه به تفصيل در آيين نامـه اجرايي قانون پيش بيني شده است.

مشاوره حقوقی طلاق

طلاق :

مشاوره حقوقی طلاق;طلاق به معنای جدایی می باشد و از پراهمیت ترین مبحث های حقوق خانواده است که در جامعه کنونی بسیار رخ  می دهد.

طلاق به اشکال مختلف اتفاق می افتد: به درخواست زوج،به درخواست زوجه ، با توافق طرفین و با وکالت در طلاق که زوج به زوجه می دهد .

هر کدام از موارد فوق دارای شرایطی می باشند که باید رعایت شوند تا از ضرر احتمالی جلوگیری شود که چند نکته از هر کدام را به اختصار توضیح می دهیم :

 طلاق به درخواست زوج : هرچند در قانون ، طلاق با مرد می باشد اما باید توجه داشت این نوع طلاق بدون دلایل موجه شرایط متفاوتی خواهد داشت به طور مثال هرگاه مردی بخواهد همسر خود را طلاق بدهد اما دلایل موجهی نداشته باشد موضوع تنصیف دارایی مطرح می گردد؛یکی از شروط مندرج در قباله های ازدواج شرط تنصیف دارایی می باشد که در صورتی که زوج امضا کرده باشد لازم الاجرا می باشد و به این معنا می باشد که مرد متعهد می گردد تا نصف دارایی خود را به همسر خود دهد و به تملک او در آورد اما در صورتی این شرط اجرایی می شود که :

1-حتما طلاق واقع شده باشد .

2-طلاق فقط به درخواست زوج باشد و زوجه خواهان طلاق نباشد .

3-زوجه هیچ گونه سوء رفتاری نداشته باشد و ناشزه نیز نباشد .

4-تا نصف دارایی زوج (از کمترین میزان تا نصف ) از زمان انعقاد عقد ملاک می باشد نه دارایی های قبل از آن .

5-دارایی ها در زمان وقوع طلاق وجود داشته باشند.

مشاوره حقوقی طلاق

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد مشاوره حقوقی طلاق،وکیل طلاق،وکیل طلاق توافقی و … با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

طلاق به درخواست زوجه :در این نوع طلاق با توجه به اینکه قانون حق طلاق را به مرد داده است این درخواست به سادگی امکان پذیر نخواهد بود و باید زوجه به هر طریقی رضایت زوج را به دست بیاورد حال با بخشش حقوق مالی خود یا هر روش دیگری در غیر اینصورت باید عسر و حرج خود را ثابت نماید .

طلاق توافقی : همانطور که از نام این نوع طلاق مشخص می باشد با توافق طرفین رخ می دهد و زوجین در همه موارد مربوطه باید توافق نمایند .

طلاق با وکالت در طلاق : این نوع طلاق مخصوص خانم هایی می باشد که از همسرانشان وکالت در طلاق دارند و از محاسن این وکالت این می باشد که مراحل پیچیده قانونی برای زوجه میسرتر می باشد این وکالت در طلاق معمولا با بذل مهریه همراه می باشد اما همیشه اینگونه نمی باشد .

‎طلاق مباحث فرعی بسیاری دارد:

‎به عنوان مثال مهریه،حضانت فرزندان و…. از  مسائل مهمی هستند که درزمان جدایی باید در مورد آن ها تصمیم گیری شود.

‎دلیل اهمیت مشاوره ی حقوقی طلاق:

‎مشاوره حقوقی طلاق;به دلیل اهمیت بنیان خانواده، قانونگذار قواعد بسیار دقیقی در حوزه حقوق خانواده وضع کرده است.

 در زمان جدایی و طلاق ،مشورت با فرد و مشاور حقوقی  دانا و آگاه بسیار حیاتی می باشد.

‎مشاور به شما در تنظیم درخواست طلاق کمک می کند و در بقیه امور مانند حق ولایت و حضانت  فرزند،شرایط توافق زوجین،حقوق مالی زوجه مانند مهریه ،نفقه ،اجرت المثل و مدارک مورد نیاز برای این امور شما را هدایت می کند و مشاوره های لازم را به شما می دهد .

‎وظیفه ی مشاور حقوقی طلاق:

‎طلاق به سه صورت توافقی،رجعی و یا بائن اتفاق می افتد . هر کدام از این ها شرایط و   احکام خاص خودشان را دارند.

‎پس وجود یک مشاور قوی در کنار شما به تسریع روند طلاق و دستیابی به حقوقتان در این زمینه کمک می کند.

‎وظیفه ی یک مشاور حقوقی خانواده و طلاق ، جمع آوری اطلاعات، تنظیم دادخواست،مدرک ها و ادله، راهنمایی دقیق و درست به افراد است.

بیشتر بخوانید:وکیل سرپرستی وکیل دریافت مهریه

‎انواع طلاق در قانون مدنی ایران:

‎ طلاق در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران در مواد ۱۱۴۳ تا ۱۱۴۸مورد برسی قرار گرفته است و  بر دو قسم رجعی و بائن می باشد :

طلاق رجعی:

‎در طلاق رجعي زوج مي ‌تواند در ايام عده رجوع کند و با زوجه به زندگی خود ادامه دهد و احتیاجی به عقد نکاح دیگری نيست و این رجوع با اراده ی مرد می باشد و به خواست زن ارتباطی ندارد .

طلاق بائن :

طلاق بائن بر خلاف طلاق رجعی می باشد که در این نوع طلاق زوج حق رجوع ندارد و نمی تواند بدون عقد نکاح مجدد با همسر خود زندگی کند .طلاق های ذیل بائن می باشند :

1-طلاقی که قبل از نزدیکی زوجین واقع شود .

2-طلاق خانم های یائسه .

3-طلاقی که زوجه به خاطر اکراهی که از زوج دارد مالی به زوج می دهد تا بتواند طلاق بگیرد و این مال می تواند معادل مبلغ مهریه یا کمتر یا بیشتر باشد . به این مال فدیه می گویند .و به این نوع طلاق خلع می گویند. طلاق خلع در ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی تعریف شده است .

4-طلاقی که زوجین نسبت به هم اکراه دارند و زوجه باید مالی معادل مهریه یا کمتر از آن به زوج بدهد به دلیل اینکه کراهت میان زن و مرد دو طرفه است  این مال نباید بیشتر از مهریه باشد . این نوع طلاق مبارات نامیده می شود . در ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی این نوع طلاق تعریف شده است .

به بیان ساده تر این طلاق نوعی طلاق توافقی است.

در دو نوع طلاق فوق (خلع و مبارات ) اگر زوجه از فدیه (بذل) خود منصرف شود مرد حق رجوع پیدا می کند . در واقع زوجه نمی تواند تا پایان عده از بذل خود منصرف شود .

5-طلاق سوم : زوجینی که سه بار متوالی از یکدیگر جدا شده اند و مجدد ازدواج کرده اند چه با رجوع در طلاق های قبلی چه با نکاح جدید .

6-طلاقی که توسط حاکم شرع اجرا شده باشد مانند طلاق زوجه ای که به دلیل عسر و حرج حاکم شرع صیغه ی طلاق را جاری می نماید.

اجرای طلاق بائن احکام خاصی دارد که به شرح ذیل می باشد :

1-طرفین باید بالغ ،رشید و دارای اهلیت لازم باشند .

2-در حین اجرای صیغه ی طلاق زوجه نباید در عادت ماهیانه باشد .

3-باید نوع طلاق مشخص باشد تا اگر بذلی لازم است از سوی زوجه انجام گیرد .

نکته مهم در خصوص طلاق رعایت مدت عده می باشد البته باید توجه داشت طلاق زن یائسه و زن باکره عده ندارد .

‎عسر و حرج زن :

‎طبق مواد قانونی در صورتی که زوجه دچار عسر و حرج شود می تواند طلاق بگیرد.

‎در صورتی که عسر و حرج مذکور در محکمه اثبات شود، دادگاه می ‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی‌ که اجبار میسر نباشد حاکم شرع صیغه طلاق را جاری می نماید.عسر و حرج مطرح شده در قانون شامل شرایطی است که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل می نماید.

‎ از مواردی که بانوان یک جامعه سعی می کنند تا از آن برای طلاق استفاده کنند همین مفهوم عسر و حرج می باشد.

‎ضمن اینکه زن می تواند برخی از موارد مانند  بیماری صعب‌العلاج زوج،اعتیاد، عدم پرداخت نفقه و  یا ترک طولانی زندگی مشترک را تحت عنوان عسر و حرج مطرح نماید؛ اما دردسری که با آن مواجه هستیم آن است که تعریف این مفهوم در اختیار قاضی قرار گرفته است و در بسیاری از موارد رویه‌های متفاوتی در این خصوص وجود دارد و قاضی عسر و حرج زوجه را تایید یا تکذیب می نماید .

فواید مشاوره با وکیل طلاق:

وکیل طلاق، به کسی می گویند که از طرف اشخاص دیگری اعم از حقوقی و یا حقیقی، به منظور عقد وکالت برای به انجام رساندن کاری مأمور شود.

وکیل به مراجع خود مشاوره حقوقی می دهد تا مسیر درست را انتخاب نماید و در خیلی از موارد به عنوان نماینده آن ها عمل می کند.

ممکن است برای هر خانواده ای طلاق اتفاق بیفتد و در زندگی با مشکلاتی رو به رو شوند که در یکسری موارد،حل این مشکل نیازمند مشاور حقوقی طلاق و یا وکیل طلاق است،

. اگر چنین حسی پیدا  کردید توجه داشته باشید که انتخاب یک وکیل طلاق حرفه ای، خوب  و منصف در حل مشکلات و سرنوشت زندگی زناشویی شما تاثیر گذاری بالایی خواهد داشت.

وکلا بهترین مشاوره در این امور می باشند چرا که دانش لازم را در این خصوص و قوانین مربوط به آن دارند و می توانند بهترین راهکارها را در سریع ترین زمان ارائه دهند.  

‎موسسه حقوقی مجد دارای وکلای مجرب با سابقه های درخشان می باشد و از آنجایی که یک موسسه از جهت داشتن وکلای متعدد دایره انتخاب مراجعه کننده را گسترش می دهد مراجعه به موسسه بسیار کمک کننده می باشد .

افراد زیادی هستند که به دلایل مختلف اعم از روابط عمومی پایین ، عدم آگاهی ،عدم اعتماد به نفس ،داشتن حیا یا مشکلات روحی ای که در خلال این ماجرا برایشان پیش می آید نمی توانند از حقوق خود دفاع نمایند بنابراین حضور یک وکیل به عنوان شخصی آگاه که با قدرت بتواند امور را به دست بگیرد ضروری می باشد .

‎هنگامی که طرفین وکیل طلاق داشته باشند نیازی به حضور در مراحل دادرسی دادگاه نیست همه می دانیم که حضور در دادگاه و جلسات این چنینی چقدر می تواند تنش زا باشد و حضور وکیل به جای خود ما تنش ها و دغدغه های ما را کاهش می دهد .

‎برخی از اشخاصی که می خواهند اقدام به جدایی کنند به مراجع قضایی نرفته اند و با مراحل آن هم آشنایی ندارند و نمی دانند از کجا و به چه شکل باید شروع کنند پس بهتر است برای پیشبرد امور از وکیل طلاق کمک بگیرند .

‎ممکن است  دو طرف دعوا به خاطر شغل و منصب خود علاقه ای به حضور در مراجع قضایی نداشته باشند پس در این صورت با کمک وکیل طلاق اقدام به جدایی را دنبال می نمایند.  

‎مشاوره حقوقی طلاق :

مشاوره حقوقی طلاق;مسائل و مشکلات حقوقی در جامعه افزایش پیدا کرده است و رویارویی با این مسائل به تنهایی مشکلات را بیشتر می کند بنابراین مشورت با اشخاص با تجربه و آگاه حلال مشکل می باشد و در خصوص امور حقوقی چه کسی بهتر از یک وکیل پایه یک دادگستری که دانش لازم در این موارد را دارد گاها اشخاص این تصور را دارند که داشتن وکیل و مشاوره حقوقی هزینه بالایی دارد به همین جهت از مشورت صرف نظر می نمایند در این جا باید به این نکته توجه داشت که نداشتن وکیل در بسیاری از موارد بسیار هزینه بر تر از داشتن وکیل خواهد بود چرا که مراحل ابتدایی تنظیم یک دادخواست یا حضور در جلسات اولیه رسیدگی بسیار حائز اهمیت هستند و در رأی نهایی بسیار تأثیر گذار هستند .

وکیل نفقه فرزند

مقدمه :

جامعه کنونی با مشکلات حقوقی بسیاری روبرو می باشد اختلافات باعث ایجاد این مشکلات می گردند .خانواده به عنوان یکی از مهم ترین بنیان های جامعه بستر بروز بسیاری از اختلافات و  مشکلات حقوقی می باشد در همه ی روابط به ویژه روابط خانوادگی حقوق و تکالیفی و جود دارد که در صورت بروز اختلاف بیشتر نمایان خواهند شد به طور مثال هنگامی که زوجین دچار اختلاف می شوند حقوق و تکالیف آن ها نسبت به یکدیگر و حتی فرزند یا فرزندانشان  نمود پیدا می کند

به طور مثال در صورتیکه زوجین فرزند داشته باشند بحث حضانت و نفقه فرزندان به عنوان حقوق و تکالیفی که والدین دارند  مطرح می شوند چرا که فرزندان هم به سرپرست احتیاج دارند هم به مالی (نفقه) که با آن بتوانند امرار معاش نمایند. دلیل احساس نیاز فرزندان به سرپرست و نفقه این می باشد که  آن ها قشر بی پناه جامعه هستند

که برای رشد و بالندگی به پناهگاه و حمایت نیاز دارند و چه پناهگاهی امن تر از پدر و مادر .

وکیل نفقه فرزند

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکیل نفقه فرزند،وکیل طلاق،وکیل دریافت مهریه با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

نفقه فرزند :

وکیل نفقه فرزند;نفقه امور مالی می باشد که زوجین هنگام جدایی یا طلاق می بایست نفقه فرزند مشترک خود را تعیین نمایند.

در پرداخت نفقه فرزند مشترک می بایست به این نکته مهم توجه کرد که اطفال نیازمند حمایت عاطفی و مالی توأمان می باشند تا رفاه از نظر مادی و روانی حاصل گردد زیرا نبودن رفاه مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد که در آینده طفل بیشتر نمود خواهد کرد

و همچنین باعث می شود چرخه ناسالمی به وجود آید که جامعه را به خطر می اندازد .

در مورد زوجینی که تصمیم به جدایی دارند حضانت فرزند یا فرزندان به دو صورت توافقی یا طبق قانون تعیین می گردد در واقع اگر والدین در مورد این قضیه توافقی نداشته باشند طبق قانون ، حضانت فرزندان مشترک تا هفت سالگی بر عهده مادر می باشد

چه پسر و چه دختر ،و پدر مکلف به پرداخت هزینه های فرزند مشترک (نفقه ) می باشد و بعد از سن هفت سالگی حضانت فرزند دختر تا نه سالگی و فرزند پسر تا پانزده سالگی با پدر می باشد که در این بازه زمانی پدر موظف به پرداخت هزینه های فرزند یا فرزندان خود می باشد بعد از سن نه سالگی و پانزده سالگی فرزندان خودشان تصمیم می گیرند که با چه کسی زندگی کنند اما تکلیف نفقه بعد از تصمیم گیری فرزندان چه می شود ؟

بدیهی است اگر فرزندان ،زندگی با پدر خود را انتخاب کنند پدر نفقه ی آن ها را پرداخت خواهد کرد چرا که این وظیفه بر عهده ی پدر می باشد و زمانی که فرزندان با پدر زندگی می کنند پدر به این وظیفه با رغبت عمل خواهد کرد .

اما درباره ی فرزندان که تصمیم می گیرند با مادر خود زندگی کنند ،پرداخت نفقه همچنان بر عهده ی پدر می باشد اما گاها پدران به این وظیفه خود عمل نمی کنند که در اینجا اگر فرزند به سن قانونی رسیده باشد خودش و اگر به این سن نرسیده باشد مادر به قیمومیت او دادخواست نفقه تنظیم می نماید نکته حائز اهمیت این می باشد که نفقه فرزندان پسر فقط تا هجده سالگی بر عهده ی پدر می باشد و بعد از این سن پدر دیگر وظیفه ای به پرداخت نفقه ندارد اما نفقه فرزندان دختر زمانی که ازدواج نکرده اند با پدر می باشد و بعد از ازدواج این وظیفه از عهده پدر ساقط می گردد.  

نکته حائز اهمیت دیگر :

چنانچه فرزند پسر بعد از ۱۸ سالگی قصد ادامه تحصیل داشته باشد مخارج هزینه تحصیل وی بر عهده پدر می باشد و چنانچه پدر نفقه فرزند را ندهد مطابق قانون تا حداکثر شش ماه حبس  برای پدر تعیین می شود.

اگر بعد از جدایی و طلاق ،توافقی مبنی بر پرداخت نفقه توسط زوجین انجام نشود مطابق قانون پدر باید بعد از طلاق نیز نفقه فرزندان مشترک خود را بپردازد حتی اگر مادر قبول کند که فرزندان را نگهداری کند.

چنانچه توافق صورت بگیرد مطابق توافق انجام شده نفقه پرداخت خواهد شد و اگر توافقی صورت نگیرد در این صورت می بایست به شورای حل اختلاف مراجعه شود و توسط کارشناس دادگستری موضوع کاملاً بررسی می گردد و میزان نفقه مشخص می گردد.

مطابق ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی :

پرداخت نفقه فرزند مشترک پس از فوت پدر برعهده جد پدری می باشد و اگر جد پدری فوت کرده باشد یا توانایی پرداخت نداشته باشد مادر موظف به پرداخت نفقه خواهد بود و بعد از فوت مادر این وظیفه به اجداد مادری محول خواهد شد که با در نظر گرفتن ترتیب و اولویت بین آن ها برای پرداخت نفقه تعیین تکلیف خواهد شد.

موارد دیگری در جامعه امروزی وجود دارد که بیان می کنند چنانچه مادر مسئول مراقبت و سرپرستی فرزندان خود باشد و خود نیز مشغول کار و شغلی باشد به عبارتی چنانچه منبع درآمدی داشته باشد فرزندان مستحق دریافت نفقه نخواهند بود که به عبارتی این باور نادرست می باشد و می بایست نفقه فرزندان که حضانت آنها با مادر است توسط پدر پرداخت شود .

مطابق ماده ۶ قانون حمایت از خانواده هر شخصی که مسئول نگهداری فرزندان باشد اعم  از مادر و یا سرپرستی که مسئول می باشد می تواند برای مطالبه نفقه فرزند علیه پدر دادخواست نفقه تنظیم نماید و شکایت کند .

مطابق مواد ۱۱۹۰ قانون مدنی و ۶۴۲ تعزیرات قانون مجازات اسلامی پرداخت نفقه هزینه و مخارج فرزند بر پدر واجب می باشد و در صورتی که پدر از پرداخت مخارج امتناع ورزد با او برخورد قانونی صورت می گیرد و چنانچه فرد ذی نفع شکایت تنظیم کند دادگاه پدر را به سه ماه و یک روز تا پنج ماه  حبس محکوم خواهد کرد .

در کل مبلغ مشخصی ، برای نفقه فرزندان اعم از پسر و دختر تعیین نشده است و این نفقه با توجه به توانایی مالی پدر تعیین خواهد شد و مطابق قانون پدر ملزم به پرداخت می باشد این مخارج مذکور می تواند شامل : هزینه های درمانی ، پوشاک ،مسکن و … باشد و در خصوص فرزند دختر قانون هیچ الزامی برای تهیه جهیزیه دختر توسط پدر قرار نداده است.

در خصوص پرونده های مانند نفقه و تنظیم لایحه دادخواست و شکایت های مربوطه می بایست از یک مشاور متخصص یا وکیل پایه یک دادگستری مشاوره های لازم را اخذ نمود تا افراد بتوانند حق خود را نسبت به این موضوع دریافت کنند و نفقه از موضوعاتی می باشد که پدر موظف به پرداخت آن خواهد بود.

موارد مذکور اطلاعات حقوقی ای هستند که هر شخصی به آن ها واقف نمی باشد اما وکلا و مشاوران حقوقی به علت گذراندن سال های تحصیلی سنگین و آزمون های سخت به درجه ای رسیده اند که به این موارد تسلط بسیاری پیدا کرده اند و علاوه بر دانایی و تسلط ، تجربه بالایی دارند که چاره ساز می باشد و درصد موفقیت در طرح دعوا را بالا می برد .

وکیل پایه یک دادگستری با توجه به وضعیت فرزند و شخصی که مسئول نگهداری او می باشد دادخواست تنظیم می نماید و لایحه و دفاعیات لازم را انجام خواهد داد.

وکیل یا مشاور موظف به راهنمایی های درست و کاربردی می باشد.

چنانچه دادخواست نفقه تنظیم شد و به دادگاه ارجاع شد و دادگاه نیز حکمی را در خصوص میزان و مبلغ نفقه صادر کرد می‌توان در صورت تغییر شرایط که ممکن است برای آن شخص رخ دهد تقاضای تعدیل از دادگاه درخواست کرد و مجدد در این خصوص توسط دادگاه و کارشناس رسیدگی صورت خواهد گرفت  تا میزان و مبلغ نفقه با توجه به شرایط تغییر داده شود.

نفقه فرزند نامشروع :

در قانون فرزند نامشروع حق نفقه نخواهد داشت زیرا این امکان وجود دارد که منتسب به پدر نباشد و یا بدون رعایت نکات شرعی و قانونی فرزند متولد شود. نفقه نیز زمانی پرداخت می‌شود که اثبات نسب صورت گرفته باشد .

نفقه فرزند خوانده :

چنانچه طفلی به عنوان فرزند خوانده در خانواده قرار گیرد پدر و مادر می بایست طبق فرزندان دیگر با او برخورد نمایند و حقوق و تکالیف که بر عهده ی والدین می باشد یکسان است و به  فرزند خوانده نیز نفقه تعلق می گیرد.

مطالبه نفقه توسط وکیل پایه یک دادگستری دارای مزایایی می باشد  وکیل قطعاً می‌تواند با توجه به علم و تجربیات خود و دفاعیات درست و مدارک موجود ،نفقه حداکثری را برای فرزندان مشترک از طریق دادگاه دریافت نماید.

وکیل نفقه فرزند:

در خصوص پیگیری‌های پرونده های نفقه فرزند می بایست به وکیل مراجعه کنید و سپس وکالتنامه مربوطه را جهت انجام امور قانونی توسط وکیل منعقد نمایید و می‌توانید در این خصوص به موسسات حقوقی که با وکلای متخصص همکاری دارند  نیز مراجعه نمایید که دارای وکلای متخصص و مشاوران مجرب می باشند.

 امروزه موسسات زیادی در خصوص پرونده های مختلف از جمله : پرونده های خانوادگی ،ملکی، پرونده های کیفری و … فعالیت دارند .از جمله موسسه حقوقی تهران که با سابقه ای درخشان در همه زمینه ها و در تمامی پرونده ها دارای تجربه بالا و موفقیت‌های زیادی می باشد ، موسسه حقوقی مجد وکیل الرعایا است که دارای کادر فوق حرفه ای می باشد که ابتدا مشاوره های لازم را به مراجعین خود می دهند و در صورت نیاز به حضور وکیل ،عقد وکالت منعقد می نمایند و تمامی امور را پیگیری می نمایند و به موکل گزارش می دهند .

وکیل حضانت فرزند

مقدمه :

طلاق از موضوعات مهم خانوادگی می باشد که امروزه به وفور در جامعه دیده می شود و در مواد مختلف قانون مدنی و حمایت از خانواده  درباره ی آن ، انواع آن ،حقوق مربوط به آن صحبت شده است و قانونگذار شرایطی برای طلاق در نظر گرفته است .ازجمله مواردی که به طلاق مربوط می شود و باید تکلیف آن مشخص گردد در خصوص خانواده هایی که دارای فرزند می باشند بحث حضانت فرزند می باشد که بسیار حائز اهمیت است و باید در حین طلاق تصمیم گیری لازم صورت بگیرد و از آنجا که آینده یک جامعه به اشخاص آن بستگی دارد و کودکان بخش اعظمی از جامعه را تشکیل می دهند باید میزان آسیب در آن ها به صفر برسد بنابراین زوجینی که فرزند دارند و می خواهند جدا شوند باید مصلحت فرزند یا فرزندان خود را در نظر داشته باشند قانونگذار مواردی که مصلحت فرزند در آن رعایت می شود را در نظر گرفته است و طبق آن قانونگذاری نموده است اما متاسفانه به جهت این که طلاق معمولا در صورت بروز اختلاف شدید بین زوجین اتفاق میفتد

گاها زوجین با هم توافق و همکاری نخواهند داشت و حتی قانون نمی تواند به آن ها کمک کند

چرا که اگر خلاف میل آن ها باشد آن را نمی پذیرند و باعث ایجاد مشکلات متعددی خواهند شد  در اینجا حضور وکیل و مشاوره متخصص می تواند چاره ساز باشد

چرا که  تمام مواد قانونی و موارد مصلحت فرزند با زبان نرم از جانب مشاور توضیح داده می شود

و برای زوجینی که در این حالت هستند و حتی با قانون مشکل دارند قابل هضم می گردد و از بروز آسیب جلوگیری می نماید .

وکیل حضانت فرزند

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکیل حضانت فرزند،وکیل دریافت مهریه،وکیل نفقه فرزند با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

حضانت چیست:

وکیل حضانت فرزند;حضانت فرزندان از موارد بسیار مهمی می باشد که امروزه جامعه کنونی بسیار درگیر این ماجرا شده است چرا که طلاق در جامعه زیاد شده و به دنبال آن زوجینی وجود دارند که دارای فرزند می باشند و به جهت جلوگیری از آسیب به طفل باید موضوع حضانت فرزند محرز و مشخص باشد .

حضانت به معنی سرپرستی و نگهداری می باشد مواد مختلفی در قانون مدنی و قانون حمایت از خانواده در این خصوص آورده شده است  .حضانت فرزند حق و تکلیف است که قانون بر عهده پدرو مادر برای حفظ و نگهداری فرزند قرار داده است این حضانت تا زمانی که والدین با یکدیگر اختلافی ندارند و مشترک زندگی می کنند موضوع ساده ای می باشد و بر عهده ی  هر دو می باشد و هر دو توأمان باید این کار را انجام بدهند اما زمانی که والدین به اختلاف بر می‌ خورند و تصمیم به جدایی می گیرند موضوع حضانت فرزند  مورد بررسی قرار می گیرد و با توجه به قانون ،حضانت فرزند تعیین می شود.

در این حالت (بروز اختلاف )، والدین یا با یکدیگر توافق می نمایند که وظیفه حضانت فرزندان را یک شخص به صورت فردی به عهده بگیرد یا توافقی وجود نخواهد داشت و طبق قانون عمل می نمایند ؛ طبق قانون جمهوری اسلامی ایران حضانت فرزندان تا سن ۷ سالگی بر عهده مادر می باشد و تفاوتی میان دختر و پسر نیست اما بعد از سن ۷ سالگی حضانت فرزندان دختر تا ۹ سالگی و حضانت فرزندان پسر تا ۱۵ سالگی با پدر می باشد و بعد از گذراندن این سن، فرزند دختر و پسر ،خود ،تصمیم می‌گیرد که برای ادامه زندگی  با پدر باشد یا با مادر.

حضانت فرزندان در صورت فوت والدین :

در صورت فوت یکی از والدین حضانت فرزند یا فرزندان با والد زنده می باشد یعنی اگر مادر فوت کند حضانت با پدر می باشد و اگر پدر فوت کرده باشد حضانت با مادر است البته در صورتی که ولی قهری (جد پدری ) به دادگاه دادخواست نداده باشد و عدم صلاحیت مادر برای حضانت فرزندان ثابت نشود.

در صورت فوت هر دو والدین حضانت با جد پدری است و در صورت نبودن جد پدری حضانت بر عهده ی نزدیک ترین خویش  به ترتیب ارث می باشد.

ولی قهری که در بالا به آن اشاره شد پدر و جد پدری می باشند که بسیاری از مسائل حقوقی فرزندان به آن ها مربوط می شود و حق و تکلیف آن ها می باشد یا با اذن آن ها صورت می گیرد درباره ی حضانت بین پدر و جد پدری حق تقدم با پدر است و در صورت فوت یا عدم صلاحیت پدر ، حضانت با مادر می باشد و جد پدری به عنوان ولی قهری تنها زمانی می تواند حضانت فرزندان را بر عهده بگیرد که عدم صلاحیت مادر ثابت شود و از دادگاه حکم بگیرد .

بیشتر بخوانید: وکیل پایه یک دادگستری وکیل حقوقی

سقوط حق حضانت از والدین :

با توجه به مطالب فوق متوجه شدیم که حق حضانت بر عهده والدین می باشد اما در شرایط خاصی با درخواست نزدیکان و خویشاوندان این حق از والدین سلب می شود و در قانون چنین آمده است که اگر در اثر عدم مراقبت یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری که طفل تحت نظارت او می باشد از لحاظ جسمی و تربیت اخلاقی آسیبی به طفل وارد شود دادگاه می تواند با تقاضا و درخواست یکی از بستگان طفل یا قیم یا رئیس حوزه قضایی برای حضانت فرزند تصمیم مقتضی را بگیرد.

از مواردی که می تواند منجر به این امر شود به شرح ذیل می باشد:

1-اعتیاد شدید والدین به الکل، مواد مخدر و قمار به طوری که زیان آور باشد .                              

2- اشتهار والدین به فساد اخلاقی و فحشا.

3-ابتلای والدین به بیماری های روانی که توسط پزشکی قانونی تشخیص داده شده باشد.

4-سوء استفاده والدین از طفل یا اجبار او برای ورود به مشاغلی که اخلاقی نمی باشند مانند قاچاق، تکدی‌ گری و فحشا.

5-ضرب و جرح خارج از حد متعارف.

6-ازدواج مجدد مادر

اگر مادر در دورانی که حضانت بر عهده اوست ازدواج نماید یا اینکه صلاحیت حضانت فرزند را نداشته باشد و زوج این موضوع را ثابت نماید حضانت فرزند به پدر داده می شود.

اگر پدر فوت کرده باشد و مادر مجدد ازدواج نماید، ازدواج مجدد مادر موجب سقوط حق حضانت او نخواهد بود فقط در صورتی که پدر در قید حیات است ازدواج مجدد مادر موجب سقوط حق حضانت  می شود.

هر یک از والدین که مدعی هستند والد مقابل صلاحیت حضانت ندارد می توانند دادخواست سلب حضانت با توجه به مواردی که در بالا به آن اشاره شد به دادگاه بدهند.

حضانت فرزندان در طلاق توافقی:

همانطور که از نام این طلاق مشخص است تمام مواردی که بین زوجین وجود دارد با توافق و مذاکره می باشد طبق قانون؛ حضانت فرزندان پسر و دختر تا هفت سالگی با مادر است و بعد از این سن حضانت فرزندان دختر تا ۹ سالگی و فرزندان پسر تا ۱۵ سالگی با پدر می باشد اما زوجین می توانند خلاف این توافق نمایند به طور مثال حضانت فرزندان کاملا به پدر داده شود یا حضانت فرزندان کاملا به مادر داده شود در این نوع طلاق هر چیزی می تواند مورد مذاکره قرار بگیرد و یک مادر می تواند مهریه خود را ببخشد و از حقوق مالی خود بگذرد اما حضانت فرزند خود را داشته باشد اما باید توجه داشت که حضانت فرزند مانع از حق ملاقات والد مقابل نمی باشد و والدی که حضانت فرزند را ندارد می تواند فرزند خود را ملاقات نمایند.

همانطور که در بالا به آن اشاره شد نگهداری از فرزندان هم حق و هم تکلیف والدین می باشد بنابراین نمی توان این حق نگهداری را بدون دلیل منطقی و حکم دادگاه از والدین سلب نمود از طرفی دیگر پدر و مادر نیز نمی توانند از نگهداری فرزندانشان خودداری نمایند این تکلیف بر عهده والدین می باشد که در حدود توانایی خود فرزند  یا فرزندان خود را تربیت نمایند و نسبت به آنها بی توجه نباشند و سهل انگاری ننمایند چرا که سهل انگاری در نگهداری فرزندان و تربیت آنها موجب سقوط حضانت می شود.

آنچه در بحث حضانت فرزند مطرح می گردد نفقه اولاد می باشد که بر عهده ی پدر و بعد از پدر جد پدری و سپس مادر می باشد  بنابراین فرزندانی که حضانت آنها بر عهده مادر می باشد مادر آنها موظف به پرداخت نفقه نمی باشد و نفقه بر عهده پدر می باشد و می تواند آن را از پدر مطالبه نماید.

وکیل حضانت فرزند :

وکیل حضانت فرزند;زوجینی که دارای فرزند هستند و می خواهند از یکدیگر جدا شوند باید موضوع حضانت فرزند خود را یا با توافق یا با توجه به قانون مشخص نمایند . حضانت فرزند و ملاقات او دارای قوانینی می باشد که وکلای پایه یک دادگستری از همه بهتر با این قوانین آشنایی دارند و دانش حقوقی لازم را برای طرح دعاوی یا دفاع در مقابل طرح این دعاوی در خصوص موضوع حضانت دارند.

مشورت با وکیل به دلیل تسلط او بر قوانین و دانش حقوقی علاوه بر اینکه به اشخاص آگاهی می دهد در موارد این چنینی مانند مرهمی عمل می کند و به فرد تسکین و آرامش می دهد چرا که وکلا در این موارد به علت تجربه ای که دارند خودشان آرامش دارند و بدون استرس امور را پیگیری می نمایند و همین آرامش را به موکل خود انتقال می دهند بنابراین داشتن وکیل و مشورت گرفتن از آن به قدری مزایا دارد که هزینه ای که بابت آن می شود نه تنها اضافی نمی باشد بلکه ضروری و سودمند است .

بهترین وکیل مالیات بر ارث در تهران

وکیل مالیات بر ارث;مالیات مبلغی می باشد که پرداخت آن اجباری, بلاعوض و لازم می باشد و همچنین مالیات به اشخاص مختلفی تعلق می گیرد اعم از شخص حقیقی، موسسه دارایی و…

مالیات به عبارتی تزریق قسمتی از درآمد جامعه و اشخاص حقیقی و حقوقی به دولت می باشد که به تعبیری دیگر بخشی از سود فعالیت های اقتصادی جامعه و اشخاص می باشد  که توسط اشخاص به دولت تعلق می گیرد و اشخاص ملزم به پرداخت آن می باشند چرا که اینگونه بیان شده ، ابزار و فرصت و امکانات دستیابی و حصول سود و درآمد را دولت فراهم کرده است.

مالیات انواع مختلفی دارد:

1- مالیات بر دارایی:

-مالیات حق تمبر

-مالیات بر ارث

2- مالیات بر درآمد:

مالیات بر درآمد نیز انواع مختلفی دارد که به شرح ذیل می باشد:

 -مالیات بر درآمد املاک

-مالیات بر درآمد حقوق

-مالیات بر درآمد مشاغل

-مالیات بر درآمد کشاورزی

-مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی

-مالیات بر درآمد های اتفاقی

وکیل مالیات بر ارث

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکیل مالیات بر ارث،وکیل مالیات،وکیل داوری با ما در ارتباط باشد

تماس با ما

مشاوره

دسته بندی مالیات ها:

1- مالیات های مستقیم

مالیات بر دارایی

مالیات بر درآمد

2- مالیات های  غیر مستقیم

*مالیات بر واردات که خود دارای زیر مجموعه می باشد اعم از:

این مالیات وابسته به سیاستهای بازرگانی و شرایط اقتصادی هر کشور می باشد که یکی از راه های درآمد زایی دولت می باشد و اصولاً برای حمایت از صنایع داخلی مقرر شده است.مانند:

 -مالیات حقوق و عوارض گمرکی

-مالیات سود بانکی

-مالیات عوارض بر واردات اتومبیل

*مالیات بر مصرف و فروش کالا و خدمات :

مالیاتی می باشد که مصرف کنندگان مادامی که آن کالای خاص را خریداری می کند مالیات آن را به همراه قیمت کالا می بایست پرداخت نمایند و همچنین هر شخصی  که آن کالای مورد نظر و خاص را بیشتر مصرف کند و خریداری کند مالیات بیشتری نسبت به آن کالا می پردازد و تولید کنندگان نیز می بایست در نهایت مالیات آن را به دولت بپردازند هر چند که مستقیما از خریدار دریافت می شود.

بیشتر بخوانید: وکیل تنظیم قرارداد بهترین وکیل

*مالیات بر ارزش افزوده

مالیات بر ارزش افزوده  و وجه تمایز کالا و خدمات ارائه شده ،نسبت به ارزش کالا و خدمات اخذ شده ،می باشد مالیات بر ارزش افزوده شامل صادرات و واردات و عرضه کالا و خدمات می باشد.

اشخاص مشمول پرداخت مالیات به دولت:

-تمامی اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی که دارایی هایی همچون ملک داشته باشند.

-تمامی اشخاصی که دارای درآمد  که از طریق شغل یا هر روش دیگری در کشور کسب درامد داشته باشند تعلق می گیرد و همچنین اشخاصی که در ایران مقیم هستند می بایست مطابق قانون مالیات یا خراج پرداخت نمایند.

-افراد مقیم خارج از ایران که توسط شرکت ، بنگاه های اقتصادی و… فعالیت دارند که در ایران نیز کسب درآمد می کنند و مطابق قانون ،مشمول مالیات می باشند و باید عوارض درآمد خود را به دولت بپردازند.

-تمامی اشخاص حقیقی که داخل ایران یا خارج از ایران درآمد دارند و تابعیت ایرانی دارند باید بخشی از درآمد خود را به عنوان مالیات به دولت به اشخاص جهت استفاده و انتفاع از خدماتی که دولت فراهم آورده است پرداخت نمایند.

-اشخاص حقوقی که تبعه ایران باشند و داخل ایران درآمد کسب می کنند و یا امتیاز کسب و کار دارند و از طریق آن درآمد به دست می آورند و دارایی کسب می کنند باید مطابق قوانین ایران مالیات پرداخت کنند.

از منظر قانون افراد ملزم به پرداخت مالیات می باشد چرا که از خدماتی که دولت ارائه می دهد و تمام اقشار جامعه از آن بهره می برد ، بایستی اشخاص مبلغی را بابت استفاده  از این تشکیلات و خدمات عمومی پرداخت کنند و پرداخت مالیات به این دلیل می باشد که دولت نیز بابت این خدمات ارائه شده هزینه کرده است.

نرخ مالیات

تعیین نرخ مالیات توسط دولت و مطابق با قوانین هر کشور و مطابق با صلاحدید دولت انجام می شود.

قطعاً در یک نظام مالیاتی کارآمد برای اقشار غنی (دارای درامد بالا و دارایی می باشند )نرخ مالیات سنگین تری و بیشتری نسبت به اقشار کم درآمد تعیین می شود و دریافت می گردد.

مالیات در تمامی کشورها دریافت می گردد و اشخاص ملزم به پرداخت آن می باشند زیرا

دولت حق استفاده از خدمات دولتی را به مردم و اشخاص جامعه واگذار کرده است و نکته جالب اینجاست که دلیل پرداخت مالیات و دریافت آن توسط دولت دلایل مختلفی دارد و نحوه دریافت مالیات نیز توسط آن حکومت و دولت تعیین خواهد شد و اشکال مختلفی دارد و دولت پس از دریافت مالیات می توانند در طرح های مختلف و موضوعات مختلفی از این پول و بودجه استفاده نماید

و می تواند در جهت بهبودی عملکرد و خدمات دولتی به کار گیرند.

مالیات بر ارث ملک :

مالیات بر ارث در دسته بندی مالیات مستقیم قرار دارد و مالیاتی می باشد که بر دارایی به جا مانده از فرد متوفی می باشد

که بعد از فوت شخص ماترک یا اموال غیر منقول و منقول بین وراث تقسیم می شود

و وراث مطابق با سهم خود از ارث می بایست مالیات بر ارث را پرداخت کنند چنانچه وراث از پرداخت مالیات اموال منقول یا غیرمنقول خودداری کنند نمی توانند سهم خود را به شخصی انتقال دهند

یا تصرفی بر سهم خود داشته باشند و همچنین نمی توانند اموال را به فروش رسانند.

تعیین مالیات بر ارث ملکی با توجه به معیارهای تعیین شده می باشد برای مثال کاربری ملک، طبقه وراث و سال فوت متوفی.

برای املاک مسکونی تجاری و اداری مالیات بر ارث تعیین می شود برای مثال:

بسیاری از اشخاص ملک تجاری و اداری ندارند ولی ملک و آپارتمان مسکونی را دارا هستند که مالیات بر ارث املاک تجاری بدین شرح است وراثی کم املاک تجاری دارند تقریباً مالیات  بیشتری پرداخت می کنند. با توجه به قیمت تعیین شده برای املاک تجاری مالیاتی که بر املاک تجاری تعلق می گیرد سه درصد ارزش واقعی ملک می باشد.

مالیات بر ارث املاک اداری نیز دارای نرخ تعیین شده می باشد. همچنین مالیات ملک اداری نیز سه درصد ارزش واقعی و به روز ملک می باشد.

مطابق ماده ۱۷ قانون مالیات های مستقیم کمترین و نازل ترین درصد مالیات برای طبقه اول می باشد و برای طبقات دوم و سوم این درصد مالیات دو و چهار برابر خواهد شد.

تقسیم ترکه و مالیات بر ارث

تقسیم ترکه و مالیات بر ارث جزء موارد و موضوعات بسیار مهم و فنی می باشد که اشخاص امروزه بسیار درگیر این موضوع و تقسیم بندی سهم الارث خود می باشند تا همه به اندازه سهم خود آن را دریافت کنند و مطابق حق خود تقسیم شود در برخی موارد چون مطابق قانون این سهم الارث تقسیم می شود باعث ایجاد مشکلاتی اعم از تقسیم نادرست سهم ارث و اختلافاتی در این زمینه می‌شود که اشخاص می بایست یک مشاور و وکیل کنار خود داشته باشند همانطور که می دانید مالیات بر ارث یعنی مالیات بر سهمی که از شخص متوفی برجای مانده و ذینفع( در اینجا منظور وراث می باشد) و می بایست مطابق با سهمی که به آنها تعلق میگیرد مالیات را بپردازند چرا که این جزو دارایی های آن وراث می باشد

و بایستی مالیات آن را به دولت پرداخت کند و دولت تمامی این مالیات هایی که در هر زمینه ای دریافت می کند

در اموری از آن استفاده می کند که مربوط به خدمات عمومی و دولتی است که به مردم و جامعه ارائه می دهد.

نکته:

شخص فوت شده یا امین یا قیم یا نماینده قانونی مکلف می باشد

که هزینه های کفن و دفن متوفی را در حدود عرف انجام دهد یعنی به این معناست که

برای متوفی باید هزینه های کفن و دفن مطابق با  عرف و معیارهای موجود هزینه کرد

و بعد از فوت متوفی می بایست تمام دیون وی را پرداخت کرده و مطالبات وی را انجام دهد. بنابراین بعد از فوت متوفی باد دیون وی توسط وراث پرداخت شود و اگر متوفی قبل از فوت، از شخصی طلبکار بوده می بایست توسط وراث طلب ها و مطالبات وی آن گیرد چرا که جز سهم الارث وراث می باشد.

وکیل مالیات بر ارث

 شخصی فوت کند ورثه او به دنبال اخذ سهم الارث خود می باشند و هر کدام طلبه ارسال خود را دارند و چنانچه اشخاص متوفی توافق بر تقسیم ارث کنند می بایست طبق قانون و مطابق با سهم الارث تعیین شده برای هر شخص تقسیم صورت گیرد چرا که سهم هر شخص با توجه به دختر و پسر بودن یا پدر و مادر خاله دایی و غیر بودن متفاوت می باشد

و بر اساس قانون سهم الارث هر کدام متفاوت است.

در تقسیم بندی ارث بین وراث همه جوانب در نظر گرفته می شود و می بایست همه امور مالیاتی توسط شخص متخصص انجام شود

که می‌توان گفت وکیل پایه یک دادگستری از جمله اشخاصی می باشد

که تمامی مراحل فنی و حقوقی موضوع مالیات بر ارث را به طور کلی انجام می دهد

و تمامی اطلاعات مورد نیاز را دارا می باشد به همین دلیل است که سپردن پرونده های خود به یک فرد مجرب بسیار اهمیت می باشد

و حضور وکیل در بحث مالیات کمک می کند که با توجه به تحصیلات و تجربه از مبلغ مالیات کاسته و تخفیف بگیرد

قطعا حضور وکیل به تمامی اشخاص این امکان را می دهد که بسیار مسلط بر پرونده مراحل آن را طی کنند.

ویژه گی های یک مشاوره حقوقی


آمار قابل توجه ای از اشخاصی که درگیر مشکلات حقوقی هستند ، تمایل دارند که قبل از هر اقدامی اعم از طرح شکایت یا دادخواست ، با مشاور حقوقی متخصص و آگاه در آن زمینه گفتگو نمایند تا از تمامی زوایای قانونی و حقوقی موضوع خویش اطلاعات کامل دریافت نمایند .
در حقیقت اخذ مشاوره حقوقی پیش از هر اقدامی ، عمل سنجیده ای در راستای کسب موفقیت در پرونده مطروحه آتی خواهد بود . البته هدف از دریافت مشاوره قبل از انجام اقدامی دو حالت دارد : اول اینکه شخص مشاوره کامل و تخصصی را جهت پیگیری بدون اعطای وکالت به وکیل خواستار است تا راسا پرونده را پیگیری نمایند ولی حالت دیگ ای نیز وجود دارد که فرد قصد دارد از روند کلی پرونده مطلع شده و سپس اعطای وکالت نماید .
هر شخصی در راستای پیگیری پرونده ها در زمینه های متعدد و مختلف ، نیازمند کسب آگاهی نسبت به پرونده مطروحه می باشد .
بدین دلیل شما با رجوع به مشاور حقوقی و شخص متخصص ، می توانید این خواسته خود را براورده کرده و نیاز خود را برطرف نمایید .
در حقیقت مشاوران حقوقی اشخاصی هستند که دارای تحصیلات حقوقی می باشند و اطلاعات مورد نیاز شما را ارائه می نمایند . از آنجایی که هر دعوی که مطرح می شود دارای روند و شرایط خاصی می باشد ، هر شخصی می بایست به مشاور حقوقی متخصص در زمینه پرونده و دعوی مطرح شده مراجعه نماید . در راستای موضوع مذکور ، با مراجعه به موسسه حقوقی مجد وکیل الرعایا ، این فرصت را خواهید داشت تا مشاوره تخصصی و کامل دریافت نمایید .
شما می توانید از طریق تماس تلفنی و مراجعه حضوری مشاوره مورد نیاز خویش را از مشاور حقوقی مربوطه دریافت نمایید . مشاوران حقوقی موسسه حقوقی مجد وکیل الرعایا با تسریع در ارائه مشاوره ، این امکان را در اختیار شما قرار می دهند که بدون اتلاف وقت مشاوره کامل را به شما ارائه نمایند .
مشاوره حقوقی از جمله مشاوره های مهم به شمار می رود چرا که امروزه به دلیل اتفاقات متعددی که در زمینه ملکی ، خانواده ، امور قرارداد ها ، روابط بین المللی ، کیفری ، حقوقی و…. رخ می دهند ، مشکلات عدیده ای برای اشخاص ایجاد شده است که این مشکلات توسط مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری رفع خواهد شد .

جهت مشاوره و کسب اطلاعات بیشتر در مورد مشاوره حقوقی،وکیل پایه یک دادگستری،وکیل حقوقی و … با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

02177728932     –   02177886437

92 110 10 0912


مشاوره حقوقی از جمله خدماتی می باشد که در موسسه حقوقی مجد وکیل الرعایا ارائه می شود . مادامی که شما دارای پرونده قضایی باشید ، با مراجعه به موسسه مذکور ، این امکان را خواهید داشت تا خدماتی همچون مشاوره در زمینه پرونده مطروحه خویش دریافت نمایید . همچنین اخذ وکالت در دعاوی مختلف از جمله خدماتی می باشد که به تمامی عزیزان ارائه می گردد .
با توجه به توضیحات بیان شده ، وجه تمایز خدمات مشاوره با خدمات وکالتی بدین شرح است که خدمات مشاوره ابتدا پرونده توسط مشاور بررسی می گردد و در ادامه توصیه و پیشنهاد تخصصی توسط مشاور بیان می گردد و شخص راسا موضوع را پیگیری می نماید ولی خدمات وکالتی پس از اخذ وکالت از موکل توسط وکیل ، پیگیری موضوع مورد نظر به وسیله وکیل آغاز می گردد . تمام تلاش وکیل در راستای اخذ نتیجه مطلوب به نفع موکل است ولی تعهد وکیل به وسیله است نه نتیجه .

مشاوره حقوقی؛ دعاوی ، دارای تقسیم بندی مختلفی می باشد از جمله خانواده ،کیفری ،ملکی و…

 دعاوی حقوقی یا به عبارتی دعاوی مدنی بدین شرح می باشد که طرفین دعوا اصولا دو شخص حقیقی یا حقوقی غیر دولتی می باشند.

منظور از طرح دعوای حقوقی ، احقاق حق و یا به عبارتی، رسیدن به خواسته مورد نظر  خواهد بود.

دعاوی حقوقی دعاوی هستند که ناشی از اختلافات اشخاص بر سر حقوق و تعهدات شان مانند روابط مالی خانوادگی و … می باشد در این دعاوی وکیل حقوقی می بایست دادخواست،تنظیم کند و دادخواست تنظیم شده به دادگاه صالح و مرجع صالح جهت رسیدگی پرونده مربوطه ارائه شود.

برای تشخیص دادگاه صالح در دعاوی حقوقی می بایست دعاوی  را به منقول و غیرمنقول تقسیم کرد. دادگاه صالح جهت رسیدگی به دعاوی منقول محل اقامت خوانده می باشد و دعاوی غیرمنقول دادگاه محل مال(غیر منقول)، صالح جهت رسیدگی می باشد.

مشاوره حقوقی

برای مشاوره با وکلای مجرب موسسه حقوقی مجد وکیل الرعایا در زمینه مسائل حقوقی با ما در ارتباط باشید.

تماس با ما

در دعاوی حقوقی به دو طرف دعوا خواهان و خوانده گفته می شود که دعاوی حقوقی در دادگاه عمومی حقوقی اقامه می‌شود .در خصوص دعاوی حقوقی می‌توان به دعاوی خانوادگی، مهریه ،استرداد جهیزیه، اثبات نسب، طلاق و … اشاره کرد.

در مورد دعاوی حقوقی می توان اینگونه بیان کرد که در این گونه دعاوی تمامی دعوی دارای نکات فنی و بسیار مهم هستند که درصورت برخوردار بودن شما از پرونده حقوقی شایسته است که وکیل پایه یک دادگستری و وکیل حقوقی و دارای علم در جهت موضوعات و دعاوی حقوقی مشورت کنید.

 دعاوی که امروز بیشترین ارائه دادخواست به دادگاه را داشته اند و طرح شده اند به شرح زیر می باشد:

 استرداد هدایای نامزدی

اثبات زوجیت اعم از دائم و موقت از سوی زوجین

مطالبه کردن مهریه از سوی زوجه

تمکین

منع اشتغال زن از سوی زوج  (خودداری زن از اشتغال)

طلاق

صدور رای و حکم حضانت

طلاق در بیماری های صعب العلاج و روانی

اعتیاد به مواد و مشروبات یکی از طرفین

استرداد جهیزیه

تعیین نفقه زوجه

تعیین نفقه فرزند مشترک زوجین و…

 در دعاوی حقوقی می توان به این موضوع نیز اشاره کرد که در اینگونه دعاوی، دادگاه اشخاص را محکوم به مجازات مقرر در قانون نمی کند بلکه اشخاص توسط دادگاه و قاضی ملزم به انجام تکلیف و دریافت حقوق قانونی میشوند.

به عبارتی محکوم شدن اشخاص به مجازات‌های تعیین شده در قانون در خصوص دعاوی کیفری میباشد.

اشخاصی که دارای پرونده‌ها در هر زمینه از دعاوی کیفری و حقوقی می باشند، این امکان را دارند که با کمک جستن از وکیل پایه یک دادگستری و انجام امور و پرونده خود توسط فرد آگاه به این امور پرونده را به راه صحیح سوق دهند.

فراموش نکنید که وکیل دارای علم حقوقی می باشد و برتمامی امور ورود خواهد کرد و در رابطه به این موضوع اطلاعات لازم را دارا است .

ارائه دادخواست طلاق:

برای ارائه دادخواست طلاق می‌بایست در اول، تعیین شود که از طرف زوج این دادخواست ارائه می‌شود یا زوجه.

دلیل اهمیت این موضوع این می باشد که زوج هر زمان که تصمیم به ارائه دادخواست طلاق بگیرد می تواند دادخواست مذکور را بدهد ولی زوجه باید دلایل محکمه پسند و مهمی داشته باشد تا بتواند در این دعوا رای بگیرد و همچنین برای دادگاه نیز باید ثابت شود که زوجه محق حکم طلاق می باشد یا خیر. برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله وکیل طلاق را مطالعه کنید و در صورت نیاز به مشاوره با ما تماس بگیرید.

از دلایلی که می تواند به دریافت حکم طلاق سرعت ببخشد و زن آن را دریافت کند به شرح ذیل می باشد :

1- اعتیاد زوج

2- دارا بودن زوج از مشکلات اخلاقی

3- عدم پرداخت مخارج زندگی و…

 دادخواست عدم تمکین:

 دادخواست عدم تمکین اصولاً از سوی زوج صادر می‌شود چرا که این دادخواست به دلیل تمکین نکردن زوج به شکل عام و خاص می باشد.

تمکین عام به این منظور است که زوجه می بایست در محل زندگی که زوج تعیین می‌کند زندگی کند و تمکین خاص بدین شرح می باشد که زوجه باید وظایف خاص زناشویی خود را در قبال زوج انجام دهد.

در دعاوی خانواده ، موضوعی که مورد توجه قرار گرفته احقاق حق برای طرفین ( زوج و زوجه) می باشد چرا که زندگی مشترک جز دغدغه ها و مسائلی می باشد که افراد درطول حیات خود وقف آن هستند و نباید هیچ یک از طرفین مورد ازار و اذیت از سوی کسی قرار گیرند.

بنابراین وکلا، قانون و نماینده قانونی (صالح جهت رسیدگی به پرونده های خانواده ) تمامی تلاش خود را انجام خواهند داد تا حقی پایمال نشود و مطابق با قانون و شرع اسلامی حکم و رای صادر گردد.

معامله فضولی نیز جز یکی از دعاوی حقوقی است، که در قانون اینگونه بیان شده است:

‎ در ابتدا به تعریف معامله می پردازیم که مطابق قانون ،همان قرارداد می باشد که تعهد یک یا چند نفر در قبال یک یا چند نفر دیگر را مطرح می کند .معامله به دو بخش مجزا تقسیم شده است :

1- عقود مالی

2- عقود غیر مالی

معامله فضولی به معامله ای تلقی می شود که شخص فروشنده مالک و صاحب آن نباشد و بدون رضایت و اذن مالک آن مال را به فروش رساند.

معامله فضولی زیر مجموعه معاملات غیر نافذ است و برای تبدیل شدن به معامله صحیح یا نافذ نیازمند تایید مالک و صاحب مال خواهد بود.

چنانچه مالک مال اقدام به رد معامله و عدم تایید معامله مذکور (معامله فضولی) نماید معامله غیر نافذ و پس از رد معامله، باطل خواهد شد .

 در دعوای معامله فضولی ،اشخاص برای تعیین و تکلیف معامله انجام شده و احقاق حق می بایست به دادگاه مراجعه کنند.

مرجع و دادگاه صالح جهت رسیدگی به دعوای مذکور و تایید، تنفیذ یا بطلان معامله انجام شده دادگاه محل وقوع ملک می باشد که پس از تشکیل دادگاه و انجام بررسی ها توسط دادگاه در نهایت ، رای صادر خواهد شد.

چنانچه مالک به معامله رضایت نداشته باشد و با اراده خود معامله را تنفیذ نکند ، معامله مطابق با قانون (رضایت و تنفیذ مالک شرط قبولی و صحت معامله است) معامله باطل می باشد. شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله وکیل ملکی را مطالعه کنید.

مقاله وکیل کیفری را مطالعه کنید.

مطالبه وجه :

ازدیگر دعاوی حقوقی  میتوان به مطالبه وجه اشاره کرد که مطابق مطالب ذیل می باشد:

  دعوای مطالبه وجه  از جمله دعاوی مالی می باشد که با توجه به میزان و ارزش خواسته مورد تقاضا در دادگاه عمومی حقوقی و یا شورای حل اختلاف مطابق با قانون رسیدگی و رای صادر خواهد شد.

صلاحیت محلی دعوای مطالبه وجه، از لحاظ رسیدگی به دعوای مطالبه وجه یا مطالبه طلب دادگاه محل اقامت خوانده می باشد.

در دعوای مذکور خواهان و طلبکار علاوه بر اینکه میتوانند درخواست اصل خواسته و اصل طلب را از دادگاه  داشته باشند( اگر طلب از نوع وجه رایج باشد)، همچنین می تواند خسارت تأخیر تأدیه را نیزاز طرف مقابل مطالبه نماید . خسارت تاخیر و تادیه به جهت دیر کرد وجه که در اختیار طرف مقابل بوده و وجه را تحویل طلبکار نداده است ، میتوان مطالبه کرد.

وکیل حقوقی

وکیل می بایست تمامی وظیفه پس از اخذ وکالت از موکل خود دارد را به نحو احسن انجام دهد و موقعی که نیز موظف است تمامی مستندات و مدارک خود را به درستی به وکیل ارائه دهد و تمام حقیقت موجود در پرونده خود را توضیح دهد.

ضمن اینکه مستندات آن را تحویل وکیل خود دهد و کیل نیز با توجه به علم و آگاهی خود همه جوانب پرونده و راه‌حل‌های موجود را بررسی کرده و دفاعیات لازم را به دادگاه از طریق لایحه یا حضور در دادگاه ارائه دهد.

بنابراین از جمله وظایف وکیل پذیرش و انجام دعاوی حقوقی ( که در متن فوق ذکر شد) می باشد و وکیل می بایست مطابق با قانون ، تمام تلاش و دفاعیات خود را جهت باز پس گیری حق اشخاص نماید .

وکیل می تواند راهنمای بسیار خوبی جهت ارائه دادخواست ،اظهارنامه ، شکواییه ،تنظیم لایحه و دفاع ازحق اشخاص در دادگاه ها و مراجع قضایی انجام دهد زیرا انجام موارد ذکر شده  نیازمند آگاهی در این زمینه ، دارا بودن اطلاعات دعوای مورد نظر و تسط بسیار کامل وکیل بر قانون و شرع اسلامی می باشد.

وکیل تنظیم قرارداد

وکیل تنظیم قرارداد; تعریف قرارداد ( عقد ) :یعنی توافق دو اراده برای ایجاد یک اثر حقوقی .منظور از ایجاد یک اثر حقوقی همان خرید ،اجاره و از این قبیل موارد می باشد که این آثار حقوقی نیازمند توافق دو اراده هستند.

برای منعقد شدن هر عقد و قراردادی نیازمند ایجاب و قبول هستیم کسی که شروع به ایجاد یک قرارداد می نماید و پیشنهاد می دهد ایجاب کننده و طرف مقابل که قبول می نماید قبول کننده می باشد .

نام های دیگر قرارداد :عقد ،معامله ،عهد، پیمان ،کنترات می‌باشد که شاید اندکی با هم متفاوت باشند اما در تراضی و توافق دو اراده مشترک هستند عقد و قرارداد مترادف همدیگر می باشند و تنها تفاوت آنها در این است که عقد شامل عقود معین می باشد و قرارداد بر تمامی عقود چه معین چه غیر معین اطلاق می شود.

در قانون مدنی عقد این گونه تعریف شده است که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد می نمایند که این تعریف ایراداتی دارد

و شامل همه عقود نمی باشد از کلمه نفر استفاده شده است که بهتر بود از کلمه شخص استفاده می شد.

ایقاع در مقابل عقد وجود دارد وبر خلاف عقد با یک اراده ایجاد یا ساقط می شود مانند طلاق.

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکیل تنظیم قرارداد،وکیل مالیات،وکیل اعاده دادرسی حقوقی و یا مشاوره با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

مشاوره

شرایط صحت قرارداد:

برای اینکه یک قرارداد به وقوع بپیوندد شرایطی لازم است که به آن شرایط اساسی صحت یک قرارداد می‌گویند

و در صورت عدم وجود این شرایط قرار داد اعتبار قانونی ندارد . این شرایط عبارتند از:

1-قصد و رضای طرفین 2-اهلیت طرفین 3-معلوم بودن مورد معامله 4-مشروعیت جهت معامله

منظور از قصد همان عمل بیرونی است که شخص برای ایجاد یک قرارداد از خود نشان می دهد و رضا همان عمل درونی می‌باشد

و اشتیاق و رضایت برای انجام یک قرارداد یا عمل می باشد.

2-اهلیت نیز از شرایط اساسی صحت یک معامله می باشد مقصود از اهلیت این است که شخص؛ عاقل بالغ و رشید باشد و قدرت و توانایی لازم برای اعمال حق را داشته باشد.

3-معلوم و معین بودن مورد معامله یعنی آنچه را که در موردش قرار داد تنظیم می شود باید معلوم و مشخص باشد و مجهول نباشد .

4- جهت معامله همان هدف معامله و قرارداد است که باید مطابق با شرع باشد و خلاف آن نباشد.

چهار شرط فوق از شرایطی هستند که باید در تمام قراردادها لحاظ شوند علاوه بر این شروط ممکن است در هر قراردادی شروط دیگری برای صحت آن آورده شود که آنها نیز باید رعایت شوند

انواع عقد :

عقود به انواع مختلفی تقسیم می شوند که در قانون نیز این تقسیم بندی آمده است و عقود را به ۵ دسته تقسیم نموده است:

1-لازم ۲-جایز ۳-خیاری۴- منجز ۵-معلق که هر یک را به اختصار توضیح خواهیم داد.

1-عقد لازم عقدی است که در آن هیچ یک از طرفین حق فسخ نخواهند داشت مگر اینکه حق فسخ در مواردی مشخص شده باشد.در این نوع عقد برای فسخ خواست و اراده دو طرف لازم است و هر دو طرف باید نسبت به فسخ راضی باشند مانند بیع ،اجاره ،مساقات ،مزارعه ،صلح

2-عقد جایز نقطه ی مقابل عقد لازم است که هر یک از طرفین عقد می توانند هر زمان عقد را فسخ نمایند

بدون رضایت طرف دیگر مانند : عاریه ، وکالت ،مضاربه

3-عقد خیاری عقدی است که در آن هر یک از طرفین یا یکی از طرفین یا شخص سومی حق فسخ داشته باشد مانند: بیع شرط ؛اگر در عقد بیع شرط گذاشته شود فروشنده می تواند تا یک زمان مشخص ثمن معامله را بازگرداند و عقد را فسخ نماید یا خریدار تا زمان مشخصی می تواند مثمن را برگرداند و ثمن را پس بگیرد این عقد خیاری نامیده می شود

4-عقد منجز عقدی است که در آن اثر عقد به  امر دیگری موقوف نمی شود و عقد قطعی می باشد مانند عقد بیعی که بدون هیچ شرطی باشد

5-عقد معلق درمقابل عقد منجز می باشد که اثر عقد در آن موقوف به امر دیگری است و مشروط می باشد به طور مثال

شخصی می گوید ماشینم را به برادرم می فروشم به شرط اینکه فلان کار را انجام بدهد در واقع تا آن کار انجام نشود بیعی صورت نمی گیرد.

عقود در تقسیم بندی دیگری به موارد زیر تقسیم می شوند :

1-معوض2 -غیر معوض 3-رضایی 4-تشریفاتی 5-عینی 6-معین7-غیر معین 8-تملیکی 9-عهدی 10-مسامحی 11- مغابنی 12-مطلق 13-مشروط  و …

بیشتر بخوانید: مشاوره حقوقی طلاقمشاوره حقوقی

خلاصه ای از تعریف عقود فوق :

1-عقد معوض : عقدی است که در آن عوض و معوض وجود دارد و طرفین عقد هر کدام در قبال چیزی که دریافت می کنند ثمن یا تعهدی خواهند داد مثال :در بیع ماشین خریدار در مقابل ثمنی که می دهد ماشین دریافت می کند.

2-عقد مجانی : عقدی است که بر خلاف عقد معوض فقط یکی از طرفین نفع می برد و طرفین به دنبال سود نیستند مانند هبه ؛ هبه در لغت به معنای هدیه می باشد و عقد هبه عقدی است که در آن  به شخص مقابل رایگان و بدون هیچ چشم داشتی مال یا تعهدی می دهیم.

3-عقد رضایی : عقدی است که با اراده و رضایت طرفین و بدون هیچ تشریفاتی منعقد می گردد مانند: خرید از سوپر مارکت ؛ جنسی خریداری می کنیم و مالی در قبال آن پرداخت می کنیم و هر دو طرف رضایت داشته و تشریفات خاصی نیز ندارد .

4-عقد تشریفاتی : این عقد علاوه بر اراده و رضایت طرفین تشریفات خاصی دارد که باید انجام پذیرد تا شکل قانونی پیدا کند مانند بیع اموال غیر منقول ( ملک) که باید قولنامه و سند و چنین مواردی را داشته باشد که به این موارد تشریفات می گویند.

5-عقد عینی : عقدی است که در آن مواردی ذکر شده است که عمل به آن ها لازمه صحت عقد می باشد در واقع رضایت طرفین باید با انجام موارد مشخص شده در قرارداد همراه باشد مانند : رهن ،هبه

6-عقد معین : عقودی که در قانون مدنی نامگذاری شدند و عنوان مشخصی دارند مانند:

الف ) بیع :عقدی است که به واسطه ی ایجاب و قبول مثمن در مقابل ثمن به دیگری واگذار می شود :

ملک در مقابل پول به خریدار واگذار می شود.

ب) اجاره :عقدی است که به واسطه ی ایجاب و قبول بین مستأجر و مؤجر و پرداخت اجاره بها ،مستاجر از منفعت عین مستاجره برای مدت معینی استفاده می نماید .

ج) رهن : عقدی است که مدیون مالی را به جهت وثیقه و امانت به دائن می دهد .

چ) مزارعه : عقدی است که در مورد زمین زراعی می باشد و یکی از طرفین در زمین زراعی طرف دیگر به فعالیت می پردازد و محصول و سود حاصله را با توجه به توافقی که در قرارداد نموده اند تقسیم می نمایند.

خ) مضاربه : عقدی است که در آن یکی از طرفین که به آن عامل یا مضروب می گویند با سرمایه طرف دیگر که مالک می باشد

تجارت می نماید و سود حاصل از این تجارت را با توجه به توافقی که در قرارداد آمده است ،تقسیم می نمایند

ح) جعاله : عقدی است که در آن  یکی از طرفین در قبال اجرتی که دریافت می کند باید به اعمالی که در قرارداد مشخص شده است ، عمل نماید.

د) شرکت : عقدی است که فی ما بین مالکان متعدد یک شی مشاع، منعقد می گردد و هدف آن اداره شی مشاع به روش خاص و توسط شخص خاص می باشد و سود و زیان حاصله بین شرکا تقسیم می گردد.

ذ) قرض:عقدی است که در آن اشخاص به علت نیاز مالی مبادله ای انجام می دهند تا بتوانند نیاز خود را تامین نمایند و مشخص می نمایند در زمان معینی به تعهد خود ( باز گرداندن پول) عمل کنند.

ر) وکالت : عقدی می باشد که در آن یکی از طرفین ، طرف دیگر را برای انجام اموری به واسطه توانایی یا علمی که آن شخص دارد، وکیل خود قرار می دهد.

ز) ضمان(ضمانت) : عقدی است که به واسطه ی آن یک شخص ضامن شخص دیگری می شود به این شکل که یا آن شخص بدهی را تا زمان مشخص پرداخت نماید یا متعهد شود بدهی آن شخص را  خود پرداخت نماید .

س) صلح : عقدی است که در آن طرفین به دعوایی که فی ما بین آنها می باشد خاتمه می دهند.

ش) بیمه:عقدی است که به موجب آن، بیمه گر متعهد می شود در شرایط مشخصی که حادثه ای رخ می دهد و ضرر مالی بر بیمه شونده وارد می شود آن را جبران نماید .

ص) هبه :عقدی است رایگان که یکی از طرفین به نفع طرف دیگر انجام می دهد.

ض) ودیعه : عقدی است که به موجب آن، اموال خود را به دیگری می سپاریم تا رایگان از آن نگهداری نماید. ودیعه گذار مودع و ودیعه گیرنده مستودع تلقی می شود.

7-غیر معین : عقودی هستند که نام آنها در قانون مشخص نشده است اما چون بر اساس تراضی دو اراده می باشند چنانچه خلاف شرع و قانون نباشند صحیح می باشند .

8-عقد تملیکی:عقود از جهت موضوع به دو دسته تملیکی و عهدی تقسیم می شوند منظور از عقود تملیکی عقودی است که پس از ایجاب و قبول مالی از ملکیت یک طرف در می آید و به ملکیت طرف دیگر می رسد و این تملیک می تواند تملیک عین باشد (بیع) یا تملیک منفعت (اجاره ) و معوض باشد یا رایگان .

9- عقد عهدی : عقدی است که به موجب آن یک تعهد ایجاد می شود یا منتقل یا ساقط می گردد. این عقود به دو دسته یک عهدی یا دو عهدی تقسیم می شوند زمانی که فقط یکی از طرفین متعهد می شود یک عهدی ، و زمانی که دو طرف متعهد می گردند دو عهدی یا تعاهدی می گویند .

10-مسامحی : در عقد بیع باید عوض و معوض مشخص باشد تا این عقد صحیح واقع گردد و همچنین باید  بین عوضین تناسب وجود داشته باشد در عقود مسامحه ای طرفین تلاشی برای رعایت این تناسب ندارند و علم اجمالی به موضوع و مورد معامله کافی می باشد خیارغبن نیز در این عقد وجود ندارد.

11-مغابنی:در عقد مغابنه ای هر دو طرف می کوشند تا ضمن عقد به یک پیروزی برسند و تلاش می کنند تناسب بین ارزش عوضین وجود داشته باشد و حتی اگر این تناسب وجود ندارد به نفع خود آن شخص باشد و به علم اجمالی در مورد موضوع و مورد معامله اکتفا نمی نمایند در واقع طرفین باید علم مفصل و کافی داشته باشند همانطور که از نام این عقد امر مشخص است هر یک از طرف می کوشد تا  طرف دیگر را مغبون کند و در این عقد خیاری به نام خیار غبن وجود دارد که اگر هر یک از متعاملین در معامله غبن فاحش داشته باشد می تواند معامله را فسخ نماید غبن در لغت به معنای گول زدن می باشد.که اگر هر یک از متعاملین در معامله غبن فاحش داشته باشد می تواند معامله را فسخ نماید غبن در لغت به معنای گول زدن می باشد.

خیار غبن  در صورتی قابل اجراست که شخص مغبون خود این غبن را  نپذیرفته باشد البته اصل بر جهل مغبون می باشد.

12-مطلق : عقد مطلق که نام دیگر آن عقد ساده می باشد عقدی است که در آن هیچ شرط و قیدی وجود ندارد .

13-مشروط:عقد مشروط عقدی است که شرط در آن وجود دارد (شرط صفت ،شرط نتیجه)

مثلا در معامله ای شرط می شود که مبییع یک ویژگی خاص داشته باشد(شرط صفت ) یا معامله‌ ای مشروط    می شود به یک نتیجه (شرط نتیجه ).

عقود دیگری نیز وجود دارند که تعریف آن ها از نام هایشان مشخص می باشد مانند عقود جمعی ،فردی ،الحاقی ،مستمر، با اراده و مذاکرات .

نکته بسیار مهم در خصوص قراردادها این است که اصل بر لزوم و صحت قراردادها است.به این معنا که اگر معلوم نباشد که قراردادی لازم است یا جایز، اصل بر این است که لازم است

و کسی که ادعا  می کند قرارداد جایز است باید ادعای خود را ثابت نماید.

وکیل تنظیم قرارداد:

وکیل تنظیم قرارداد;برای تنظیم هر عقد و قراردادی باید به نکات مهمی از جمله نوع عقد ،خیارات قانونی و از این قبیل موارد توجه کرد و داشتن وکیل مجرب در تنظیم یک قرارداد بسیار کمک کننده می باشد چرا که هر کلمه ای در قرارداد معنا و مفهوم خاص خود را دارد

که اشخاص از آن غافل هستند و این غفلت می تواند منجر به ضرر برای شخص شود .

قرارداد نویسی خود دارای اصولی می باشد که هر کس به آن واقف نمی باشد یک وکیل با علمی که دارد به این اصول واقف است و می تواند قراردادی تنظیم نماید که خالی از ضرر می باشد .

متاسفانه امروزه اکثر جامعه گرفتار مسائلی هستند که از عدم اطلاع و آگاهی بر می آید و از آنجا که همیشه پیشگیری بهتر از درمان بوده است مشورت با شخص آگاه همچون وکیل چاره ساز خواهد بود و این گرفتاری ها را کاهش می دهد .